آل بویه

درباره نسب این خاندان ، حمدالله مستوفى در تاریخ گزیده مى نویسد:
پادشاهان دیلمان ، به تخصیص آل بویه ، هفده تن ، مدت ملکشان صد و بیست و هفت سال و از خاندان ساسانى (بهرام گور) مى باشند و بعضى از دیلمان گویند که از تخم دیلم بن ضبه اند. 
فعالیت سیاسى و اجتماعى آل بویه ، به ریاست برادران بویه : على ، احمد، حسن ، از زمان مرداویج و آل زیار آغاز مى گردد زیرا مرداویج بن زیار هنگامى که حاکم دیلمان گشت ، رودبار و طالقان و رستمدار و سپس ، مازندران و ملک رى و قزوین و ابهر و زنجان و طارم را نیز به قلمرو خویش ‍ درآورد به این ترتیب ، قلمرو تحت حکومت مرداویج زیارى در نواحى مرکزى ایران بود، پس از مرداویج برادران بویه ، ایالات مرکزى و جنوبى ایران را زیر فرمان خود درآوردند.
در سال 335 هجرى بود که احمد دیلمى ، بعد از تصرف خوزستان ، آرزوى دیرین ایرانیان را که تسلط به مرکز خلافت عباسى بود، عملى ساخت و بغداد را اشغال نمود. در واقع تصرف پایگاه عباسیان نقطه ى عطف یک دوره مبارزه و برخورد طولانى بین دو عنصر ایرانى و عرب ، طى چند قرن بود تصرف بغداد نه تنها به منزله ى پیروزى سیاسى و اقتصادى ایرانیان بر عرب بود، بلکه مرحله ى نوین تکامل اسلام ایرانى (شیعى ) در برابر اسلام عرب (تسنن ) بود.
ابوریحان بیرونى در کتاب آثار الباقیه در این باره مى نویسد:
دولت و ملک خلفا در آخر خلافت متقى و آغاز خلافت مستکفى از آل عباس و به آل بویه انتقال یافت و خلیفه از این به بعد مانند راس الجالوت یهود بود که تنها ریاست دینى داشت .
مسعودى هم چنین در کتاب التنبیه و الاشراف مى نویسد: ... که امور پیشگاه خلافت ، امروز به عهده ى احمد بن بویه ى دیلمى مسمى (ملقب ) به معزالدوله است که بر مطیع خلیفه چیره شد و طبق آن چه ما در این جا (در مصر) مى شنویم در زمان ما، یعنى سال 345 هجرى ، بیش تر رسوم خلافت و وزارت از میان رفته است ، متقى و مستکفى و مطیع (سه تن از خلفاى عباسى در آغاز غلبه ى آل بویه ) همچون دست نشاندگانند و از خود اراده و نفوذى ندارند. 
از این به بعد، خلافت عباسیان ، اهمیت خود را به عنوان عامل نیرومند سیاسى جهان اسلامى از دست داد و تبدیل به یک مقام روحانى و مذهبى گردید که تا حد زیادى زیر نفوذ فرمانروایان مستقل و شاهزادگان جامعه اسلامى بود. در دوران آل بویه ، از نظر سیاسى و اجتماعى ، یک روش ‍ نامتجانس و ناهماهنگ و اغلب متضاد، بر قلمرو آنان حکومت مى کرده است . یعنى در حالى که قدرت سیاسى و نظامى در دست ایرانیان و دیلمیان بود، خلافت و حکومت دولتى و روحانى در اختیار خلفا قرار داشت ، ولى در عین حال ، عمدتا حکومت و سازمان آن ، زیر نفوذ آل بویه طرفدار خاندان على (ع ) و مشوق روش شیعى بوده است . در زمان هاى بعد بسیارى از آیین هاى شیعى ، نظیر عزادارى براى اولادان على بن ابى طالب (ع )، تنفر از خلفا، لعن بر معاویه و یزید، آیین دولتى شاهان صفویه شد. در زمان معزالدوله ، ایام عاشوراى سال 353 هجرى تعطیل عمومى برقرار گردید و مردم به عزادارى پرداختند.
از نظر سازمان داخلى و ادارى ، سلاطین آل بویه موفق گردیدند تا دولتى مستقل و ملى در بخش هاى عمده ى ایران مرکزى و جنوبى و شمالى تا حدود میان رودان (بین النهرین ) تشکیل دهند ولى به واسطه عدم آمادگى شرایط اقتصادى و اجتماعى ، نتوانستند یگانگى سیاسى و اجتماعى کامل ایران را فراهم سازند و خیلى زود قلمرو آنان به علت اختلافات داخلى گرفتار تجزیه و تفرقه گردید. به طورى که در اواخر دوران آنان ، در نواحى مختلفه ایران مانند: فارس ، کرمان ، خوزستان ، اصفهان و رى حکومت هاى کوچک و مستقل دیلمیان به وجود آمد و روى هم رفته ، دوره ى فرمانروایى آنان ، به صد و بیست و هفت سال رسید (320 تا 497 ه .ق .).
تشکیلات دیوانى در زمان آل بویه به نقل از کتاب الوزراء صابى عبارتند از:
دیوان وزیر، دیوان رسائل ، دیوان سواد، دیوان مشرق ، دیوان مغرب ، دیوان ضیاع خاصه (املاک مخصوص خلیفه )، دیوان مزارع ، دیوان زمام خراج و ضیاع عمومى ، دیوان زمام نفقات و خزاین ، دیوان دار (مقصود، امور مربوط به سراى ها و خانه هاى خلیفه است ) دیوان حرم و دیوان قضات .

/ 0 نظر / 26 بازدید