تمدن ایران زمین

ذوالقرنین در قران کوروش بزرگ است یا اسکندر جهانگشای مقدونی

 

قرآن در سوره کهف بارها از ذوالقرنین اسم برده و این خصوصیات را براى او بیان نموده است :
1- ما ذوالقرنین را بر زمین تسلط و تمکین بخشیدیم و آنچه را که براى استوارى حکومت و اکمال فتوحات خود لازم داشت در اختیارش ‍ نهادیم 
2 - سه پیشروى مهم نصیب دوالقرنین شد، اول
 لشکر کشى در سمت غرب ، دوم  لشکرکشى  در سمت شرق ، سوم هجوم به طرف کشورهای کوهستانى و دشتهاى شمال شرقى براى جلوگیرى از یاجوج و ماجوج (شاید مغول شاید هون های زرد ) و ساختن سد بخاطر مسدود کردن راه تجاوز آنان.
3 - ذوالقرنین طرفدار عدالت بود و از ظلم و ستم دورى مى کرد و از ضعفا و ناتوانان حمایت مى نمود .
4 - او به خدا و آخرت ایمان داشت .
5 - او حرص به ثروت اندوزى نداشت از اینرو پس از ساختن سد، مغلوبین خواستند مالى فراهم کنند و به او بدهند، او نپذیرفت و گفت :آنچه خدا به من عطا کرده مرا از اموال شما بى نیاز خواهد کرد .

ابوالکلام آزاد یکی از کسانی‌ست که کوروش را ذوالقرنین مذکور در قرآن می‌داند و معتقد است که ذوالقرنین ذکرشده در قرآن، کوروش است. استدلالات آزاد را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد:

1- نقش برجستهٔ انسان بالدار در پاسارگاد که شاخ‌های قوچ دارد و بال‌های عقاب، نشان‌دهندهٔ کوروش است که او را همان ذوالقرنین، یعنی «صاحب دو شاخ» مشخص می‌کند. به ویژه که کوروش در تورات به عنوان «عقاب شرق» خوانده شده‌است.

2- در قرآن (سورهٔ کهف، آیهٔ ۸۳ تا ۹۸) از «ذی‌القرنین» به‌صورت پادشاهی که خداوند همه‌گونه کامیابی بدو داد، سخن رفته‌است که از سوی مغرب تا جایی که آفتاب غروب می‌کند و از سوی مشرق تا جایی که خورشید سر برمی‌آورد، رفت و سپس از جنوب به شمال رفت و به پای دو کوه رسید که در کنارهٔ آن قومی می‌زیستند و آن‌ها از او خواستند تا میان آن‌ها و قبیله‌های بی‌شمار یاجوج و ماجوج سدی بسازد و وی چنین کرد. مولانا آزاد می‌گوید کوروش کسی بوده که به غرب و شرق لشکر کشید و آن‌گاه به قفقاز رفت و در آنجا سدی ساخت تا جلوی قبیله‌های آسیایی را بگیرد و این قبیله‌ها را چینی‌ها یوئه چی خوانده‌اند که با «یاجوج» شباهت دارد و مغولان را هم فنکوک خوانده‌اند که با ماجوج همانند است.

3- در کتاب تورات، بخش دانیال نبی (باب هشتم) از رویایی سخن رفته که طبق آن، قوچی دو شاخ از بز کوهی یک شاخی شکست می‌خورد. مولانا آزاد می‌گوید این قوچ دو شاخ کوروش بوده و آن بز کوهی، یونانیان‌اند و این «دو شاخ بودن» کوروش را با ذوالقرنین نسبت می‌دهد.

در جای دیگری به نقل از دیودور سیسیلی امده است که اسکندر مقدونی 3000 شتر را از شوش اورد تا طلاهاو خزانه پادشاهی که کورش بزرگ بنا نهاده بود را تخلیه کند و با خود ببرد ، 

کتیبه ای از آشور نصی پال

به گینایو حمله بردم و آنرا تصرف کردم . 600 نفر از جنگاوران دشمن را بیدرنگ سربریدم . 3000 نفر را اسیر را زندهزنده طعمه آتش کردم . اسیران دیگر را پوست کندم و از دروازه   اصلی شهر آویزان کردم

کتیبه ای از بخت النصر:

به فرمان من صد هزار چشم در آورده شد و صد هزار قلم پا را شکستند . من با دست خود چشم فرمانده دشمن را درآوردم و هزاران پسر و دختر را در آتش سوزاندم . خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر هیج بانگ زندگی از آن بر نخواست

کجا کوروش بزرگ اینچنین دست به اموال مردمی دیگر دراز کرده ؟ ودر مقایسه با پادشاهان هم عصر سرآمد بوده 

حال آیا ذوالقرنین با این خصوصیات چه کسى بوده است؟ اگر یگوییم اسکندر بوده که نه رعوف بوده نه مردم دار ونه میتوانسته به غرب لشگرکشی کند چون خودش غربی بوده ودر شرق هم بجزء هندوستان و ایران به جای دیگری نرفته ، از ملوک یمن که اصلا نمیتونسته با شه چون تا جایی که من از تاریخ خونم یمن تا زمان ساسانیان برای دنیا تقریبا ناشناخته بوده و تاثیر انچنانی بر تحولات اجتماعی ان زمان نداشته ولی کوروش بزرگ تقریبا تمام دنیای متمدن انروز را با صلح یکپارچه کرد و طبق نوشته های هرودت در جنگ با ماساژت ها کشته شده که همان قبایل وحشی شمال شرق بودند که ایرانیان آنان را خزر می خواندند

منبع : ویکی پدیا و کتاب کوروش بزرگ