تمدن ایران زمین

تیموریان

تاریخ ایران -تیموریان

در نیمه قرن چهاردهم م . (قرن هشتم هجرى )، تیمور وارد صحنه سیاست آسیاى میانه و ماوراء النهر گردید. وى در جنگ هاى غارتگرانه خود مانند چنگیز و خان هاى جغتاى آسیاى میانه ، مى کوشید منافع بزرگان چادرنشین مغول و ترک ، و بزرگان اسکان یافته تاجیک را تامین و آنان را با هم آشتى دهد. تیمور درک مى کرد که بزرگان مزبور، فقط هنگامى که از جنگ هاى خانگى صرف نظر کنند، پشتیبان یک دولت نیرومند مرکزى خواهند شد. دولت مزبور نیز، مى تواند با پشتیبانى نیروهاى نظامى آن بزرگان ، جنگ هاى پردامنه و غارتگرانه اى را به منظور تسخیر کشورهاى دیگر به راه اندازد تا بزرگان فئودال بدان وسیله ، اراضى جدید و غنایم فراوان به دست آورند. تیمور که سخت مى کوشید منافع طبقه ى فئودال ، بویژه گروه زمامداران ، یعنى بزرگان چادرنشین مغول و ترک را تامین کند، نقشه وسیعى براى فتح و تسخیر اراضى ایران و هندوستان و قفقاز و کشورهاى آسیاى مقدم (آسیاى غربى ) طرح کرد .


کلاویخو در سفرنامه خود مى نویسد:
تیمور، سایه وحشت بر کلیه سرزمین هاى تحت نفوذ خویش ایجاد نموده است . 
تیمور مى کوشید با غارت کشورهاى مفتوحه ، نیروهاى مولد ماوراء النهر را ترقى دهد وجود وسایلى که در جنگ ها از طریق غارت و چپاول به دست مى آورد، براى احداث قنوات ، ابنیه و تدوین شهرهاى آن دیار، مورد استفاده قرار مى داد و از ممالک تسخیر شده ، پیشه وران را به ماوراء النهر مى آورد. ابن عربشاه مى نویسد:
خلاصه آنان را به سمرقند گرد آورد و در آن شهر از اهل هر هنرى شگرف و داناى هر صنعتى عجیب آن را که بر دیگران برتر و استاد بود فراهم آورد .
بدیهى است که تیمور، این اقدامات را به نفع طبقه ى فئودال به عمل مى آورد.
تیمور در نظر داشت نظارت خود را بر جاده هاى کاروان رو بازرگانى میان اروپا و آسیا برقرار سازد، و بدین سبب کوشید تا ایران و عراق عرب و کشورهاى قفقاز و آسیاى مقدم (آسیاى غربى ) را که اکثرا جاده هاى یاد شده از آن مى گذشت تسخیر کند. تیمور مى خواست جاده هاى کاروان روى شمالى را که از نواحى مجاور کرانه دریاى سیاه و صحراهاى کرانه بحر خزر مى گذشتند به روى تجار و بازرگانان مسدود نماید. زیرا، تیمور نمى توانست قدرت خویش را در آن نواحى مستقر و استوار سازد. بدین منظور، تمام شهرهایى را که بر سر جاده هاى اخیر الذکر وجود داشت ، ویران ساخت . گرگانج ، حاجى طرخان ، سراى برکه ، آزوف و غیره ، پس از آن ، ظرف مدت سى سال ، تجارت میان اروپا و آسیا از طریق جاده هاى کاروانى که از ایران مى گذشت صورت مى گرفت .
تیمور، مانند فاتحى بیگانه وارد ایران نشد، بلکه مانند دژخیمى خونخوار و فرونشاننده ى نهضت هاى خلق و در عین حال ، بازگرداننده سنن مغولان ، به ایران گام نهاد.
در واقع ، قابل درک است که تیمور، در لشکرکشى هاى خود به ایران ، از پشتیبانى بخشى از طبقه فئودال به ویژه بزرگان چادرنشین مغول و ترک ، که نمى توانستند با نیروى خود از عهده ى نهضت هاى خلق برآیند برخوردار بود بر روى هم ، سیاست تیمور و اطرافیان وى ، کاملا جنبه ى ارتجاعى داشت .
جانشینان تیمور  امیرتیمور در هنگام فوت ، از پسر و نواته ذکرش ، سى نفر بازمانده داشت ، که دو پسرش ، در زمان حیات پدر درگذشتند، تیمور چهار پسر و یک دختر داشت ، که عبارت بودند از غیاث الدین جهانگیر، میرزا عمرشیخ ، میرانشاه ، میرزا شاهرخ . اما خواندمیر در کتاب تاریخ حبیب السیر، در ذکر تعداد اولاد و احفاد تیمور مى نویسد:
از اولاد ذکور صاحبقران مغفور در زمان وفات سى و شش نفر موجود بودند .
پس از مرگ تیمور (1404 م . - 807 ه .ق .) بناى امپراتورى عظیم وى ، که پایه اقتصادى یکدست و هماهنگى نداشت ، به سرعت تمام فرو ریخت .
جنگ میراث خواران آغاز گشت و در این مبارزه سرانجام شاهرخ ، پسر کوچک تیمور، که در دوران حیات پدر، حکومت خراسان را به وى داده بودند، پیروز شد.
وى پس از تصرف سمرقند توانست مدت چهل و سه سال حکومت نماید.
ابن عربشاه مى نویسد:
مردم شهر به استقبال از شهر بیرون شدند و به دیدار ماه جبیش شادمان گشتند. شاهرخ هر یک از مردم شهر را در مقامى شایسته بداشت و هر تن را در مرتبتى سزاوار جایگزین کرد. در آن هنگام که سراسر مملکت بر شاهرخ مسلم گشت ، بعضى برصدد برآمدند و جماعتى پایمال شدند، یکى را بلندى و دیگرى را پستى نصیب افتاد.
پس از شاهرخ ، فرزندش الغ بیگ ، به پادشاهى رسید وى سلطانى عالم و دانشمند بود، که غیر از فعالیت هاى فرهنگى ، به تشویق علما و منجمین همت گماشت ، و به یارى آنان زیج معروف الغ بیگى را برپا نمود. در سال 852 ه .ق . میرزا عبداللطیف - پسرش - بر وى شورید و او را دستگیر و مقتول نمود. هر چند دوران او نیز کوتاه بود و سال بعد، به دست نوکران خود کشته شد.
پس از مرگ الغ بیگ ، جنگ هاى شاهزادگان و حکام ، ده سال دوام یافت تا سرانجام ابو سعید - نواده میرانشاه ، پسر تیمور - چندى بر اوضاع مسلط شد. پس از شکست و قتل وى به دست نواده ى گوهرشاد آغا، یکى دیگر از بزرگان تیمور، موسوم به سلطان حسین بایقرا، به کمک یاران خود در هرات به سلطنت رسید وى امیرعلى شیرنوایى ، را که از دانشمندان زمان بود به وزارت خود برگزید. سلطان حسین بایقرا، سى و سه سال سلطنت نمود و آثار هنرى فراوان از دوره ى خود به یادگار گذارد.
دوران قدرت بازماندگان او، چندان نپایید و سرانجام ، حکومت تیموریان با تجاوز شیبک خان و ظهور صفویه به کلى برافتاد.
تقسیم بندى و نظام اجتماعى دوره ى تیمورى  تیمور، اطرافیان خود را به چند طبقه تقسیم نموده بود که عبارت بودند از:
1 - سادات ، دانشمندان و علما.
2 - مشاوران سلطان ، که از طبقات مختلف انتخاب مى شدند.
3 - زاهدان .
4 - فرمانروایان و روساى نظامى .
5 - سپاهیان .
6 - رازداران که به منزله ى مشاوران او محسوب مى شدند.
7 - وزراء و مستوفیان که (آینه هاى امپراتورى ) خوانده مى شدند.
8 - اطباء، منجمان و مهندسان .
9 مورخان و وقایع نگاران .
سایر طبقات عبارت بودند از:
نایب ها، وزراء صدور، یساولان ، قراچریک (گارد ملى )، قضات ، مفتى ها یا مفسران بزرگ قوانین مذهبى ، معلمان ، شعرا، نساخ ، مکتب داران ، مساجد، قاریان و خطاطان قرآن ، قصه گویان و وعاظ، رقاصان و آوازه خوانان ، کسبه ى بازار، خردفروشان ، شحنه ها و داروغه ها، عسس ها یا شبگردان ، غریبان ، گدایان ، قوشچى و شکارچى ها، نوکران ، دراویش ، کدخدایان و عیاران .
اوضاع تشکیلات ادارى و کشورى و لشکرى و مالیات در زمان تیموریانوزراى عهد تیمورى ، مجالس مشاوره اى داشتند که درباره ى معضلات امور بحث مى کردند. براى تشکیل چنین مجلس مشاوره اى ، حداقل چهار تن لازم بود و رییس آنان را دیوان بیگ مى خواندند.
وزراى این دوره عبارت بودند از: وزیر ولایات ، وزیر خارجه ، وزیر اقتصاد، وزیر مالیه ، وزیر انتظامات ، وزیر سپاه ، وزیر انبارالسبیل ، وزیر دربار، وزیر سرحدات ، وزیر داخله ، و صاحب دیوان عرض ، که ماموریت داشت درباره ى مسائل مهم مملکت با متخصصان و ماموران ، شورا تشکیل دهد.
در این دوران ، کشور به دو بخش تقسیم گردید: ولایت ، که اهمیت بسیار داشت ، و تومان ، که در درجه نازل ترى واقع شده بود. در امور حکومت ، سه وزیر، حاعلى بن موسى الرضا را یارى مى کردند: وزیر عامه ، وزیر سپاه و وزیر املاک بلامتصدى .
در زمان تیمور، دیوان برید (اداره پست ) اهمیت فراوان داشت ، به طورى که تعداد نامه رسانان در حدود سه هزار نفر ذکر گردید، که یک هزار نفر ایشان پیاده و یک هزار تن اسب سواره و بقیه هم شترسوار بوده اند.
در این دوره ، وصول مالیات یکسان نبود، ولایات مفتوحه روش مالیاتى گذشته خود را حفظ مى نمودند و مالیات فردى وجود نداشت . تنها از کشاورزان به نسبت سطح کشت از آنان مالیات گرفته مى شد. یرمحمد تیمورى ، در روش مالیاتى تغییراتى داد و ابوسعید و عمر شیخ که از دیوان سالاران دروه ى تیمورى بودند، سیاست مالى خاصى را در پیش گرفتند.
عایدات موقوفات و مالیات ها در خزانه جمع مى شد و این عواید به وسیله مین باشیان و امیر هزاره - سران سپاه - تقسیم مى گردید. تیمور، براى از بین بردن تکدى ؛ مکانى را ترتیب داده بود و گدایان که نشانه هاى مخصوص ‍ حمل مى نمودند با آن نشانه ها در آن جا غذا دریافت مى کردند.
ابن عرب شاه در مورد ارتش و سپاه تیمور مى نویسد:
در لشکریان تیمور از همه گونه مردان : ترک ، بت پرست ، آتش پرست ، مشرک و کافر، غیب گوى و افسونگر، بسیار بودند و مشرکان ، بت هاى خود را همراه داشتند، گوشت حیوان مرده و خون فروریخته مى خوردند و در برابرشان حیوان کشته و خفته شده یکسان بود بعضى آنان فالگیر و پیشگوى بودند.
در لشکریان تیمور، هر کس را که سنگین دل تر و بدخوى تر و بى رحم تر و کافرتر و فرومایه تر بودى گرامى تر داشته ، به پیشوایى برگزیدندى و به رهنمایى او، نافرمانى و سرکشى با خداى آغاز نهادندى . در لشکریان تیمور بسیارى از زنان بودند که به غوغاى میدان نبرد و بانگ هیاهوى جنگاوران رغبت بسیار داشتند با مردان جنگى ، برابرى مى کردند و به سخت ترین کشتارها دست مى زدند و اگر یکى از آبستنان آنان را، گاه زدن فرا مى رسید، هم چنان که دیگران به راه خود مى رفتند. او از زیاده روى بگردانده در گوشه اى تنها از مرکب به زیر آمده بار فرو مى نهاد و کودک خود را پیچیده به مرکب بر مى شد و به دیگران مى پیوست . در لشکریان او مردانى بودند که در سفر به دنیا آمده و به سن رشد رسیده و ازدواج کرده و فرزند آورده و روى وطن ندیده بودند .
خواندمیر در مورد لشکریان تیمور مى نویسد:
ملازمان خاصه آن حضرت ، در حین توجه به جانب ختاى ، سیصد و هشتاد و دو هزار و ششصد و دوازده نفر در شمار آمده بودند و عدد مجموع سپاه مظفر در اثر آن سفر، به هشتصد هزار سوار و پیاده مى رسید .
قضاوت در دوره تیمورى  جنایت و جرم ها، بر حسب نوع آن ها، به محاکم شرعى و محاکم فرعى ، که قضات و روستاییان را صدور مى خواندند احاله مى شد. تیمور کسى را که براى نخستین بار مرتکب جنایت شده بود مى بخشید ولى در مورد تکرار جرم بى گذشت بود.
انتظامات شهرها با مامورانى بود که به آنان کوتوال مى گفتند. آنان ، زیر فرمان قرچى ها بودند، که به کار نظم شهر مى رسیدند و نیز شحنه ها و یساولان و داروغه ها هم بودند که به کارهاى انتظامى رسیدگى نموده و از ماموران قواى انتظامى محسوب مى شدند.
ظاهرا کوتوال ، قرچى ، شحنه ، یساول و داروغه ها همه در کار نظم و انتظام شهر بوده اند. اما تفاوت آنان روشن نیست .
علاوه بر اینان ، گارد ملى از افرادى به نام یساغل و قراچریک یا قراقولوق تشکیل یافته بود، قراسوران ها، که نوعى ژاندارم محسوب مى شدند مامور راهنمایى و همراهى مسافران و مال التجاره ها بودند.
هنر در دوره تیمورى  در عهد تیمورى ، مدارسى که به روزگار مغول و به همت غازان خان و سلطان محمد خدابنده و خواجه رشید الدین فضل الله و دیگر بزرگان ایرانى برپا شده بود هم چنان دایر بوده و در این مدارس ، فقه ، فلسفه ، تفسیر، علوم قرآنى و کلام تدریس مى شد.
شاهرخ ، خود طبع شعر داشت و خط نیکو مى نوشت . به فرمان او در هرات کتابخانه بزرگى تاسیس گردید. بناى مسجد گوهرشاد در مشهد به دستور گوهرشاد آغا - همسر شاهرخ - احداث شد. احتمالا مسجد تایباد و مدرسه غیاثیه در خارگرد خراسان نیز از اوست .
بایسنقر، فرزند شاهرخ از دوستداران کتاب بود وى کتابخانه بزرگى را بنیان نهاد و به فرمان وى چهل خوشنویس به راهنمایى جعفر تبریزى به استنساخ کتب مشغول شدند.
بایسنقر خود از خطاطان به نام عصر خود بود. قرآنى که از وى برجا مانده بر این امر گواه صادقى است . هم چنین کتیبه ى مسجد گوهرشاد که از آثار اوست ، بر حسن خط او دلیل دارد.
شاهنامه فردوسى ، که بار دیگر به فرمان وى فراهم آمد، مقدمه اى بر آن نگاشته که به مقدمه ى بایسنقرى معروف است .
الغ بیگ ، فرزند دیگر شاهرخ ، خود از ریاضى دانان و منجمان حمایت مى کرد. به فرمان وى ، در سال 724 ه . در سمرقند رصد خانه بزرگى ساختند. الغ بیگ تاریخ اولوس چهارگانه مغول را که در باب چهار طایفه منشعب از نسل چهار فرزند چنگیزخان است نگاشت که خلاصه آن هنوز باقى است ، وزیر سلطان بایقرا، حسین امیر على شیرنوایى صاحب مجالس ‍ النفایس ، دیوان شعر ترکى و فارسى و از خطاطان نامدار روزگار خویش بود .
هنر خط و تذهیب و نقاشى و مینیاتورسازى در این عهد به مرتبه بلندى نائل گشت و در باب پیشرفت فن خط کاشى سازى ، حکاکى و منبت کارى و نقاشى مینیاتور پیشرفت چشمگیرى داشته است .