تاریخ و زبان انگلیسی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: خشایار دریکزاد - ۱۳٩۱/۱۱/۸

تاریخ ایران - هخامنشیان

از پارسیان اول بار در قرن نهم ق .م . و در منابع آشورى یاد شده است . در اواخر قرن هشتم ق .م . پارسیان حکومت خود را در پارسوماش پایه گذارى و کمى بعد شروع به نفوذ خاک و حکومت عیلام نمودند. چنین به نظر مى رسد که پارسیان در ابتدا اتحادى قبیله اى تشکیل داده بودند که در راس ‍ آن امیرى از خاندان هخامنشى قرار داشته است . 
حدود جغرافیایى:بنا بر نوشته ى گریشمن قبایل اولیه پارس در محدوده کوهستان بختیارى ، در چهل کیلومترى شوشتر سکونت داشته اند. کوروش دوم ، اولین امپراتور هخامنشى - در منشور خود (در بابل ) خود را فرزند کمبوجیه ، نوه کوروش ‍ و نواده چپش پیش ، فرمانرواى انزان معرفى مى کند. کوروش اول معاصر با آشور بانیپال پادشاه آشور بود و در حدود 670 ق .م . بر قبایل پارسى فرمانروایى مى کرد. چپش پیش ، کوروش اول ، کمبوجیه اول و هم چنین کوروش دوم ، در آغاز فرمانروایى خود در سرزمین عیلامى انزان و پارس ‍ حکومت داشته اند و پس از گشودن انزان خود را شاه انزان نامیدند.


گریشمن در مورد حکومت پارسیان مى نویسد: آنان تازه از حالت نیمه چادرنشینى درآمده و به قومى نیمه خانه نشین تبدیل شده بودند. الفباى آنان با علائم میخى نوشته شده که معرف پیشرفت آنان در خط علامتى است .
قدیمى ترین لوحه اى که از عهد هخامنشیان به دست ما رسیده است لوحه اى است که در آن آریارمنه چنین مى گوید: 
این سرزمین پارسیان که من مالک آنم داراى اسبان نیک و مردان نیک است . خداى بزرگ اهورامزدا آن را به من داد من پادشاه این سرزمینم . 
کوروش که بدون خونریزى همدان - پایتخت مادها - را تصرف کرده بود، سازمان حکومت خود را به آن جا منتقل کرد و عده اى از پارسیان را مامور همکارى و نظارت در امور دولتى نمود. انتقال حکومت ماد به دست هخامنشیان چنان بى سر و صدا انجام یافت که در دنیاى خارج ، حکومت پارسیان همان حکومت مادها تلقى مى شد. اتحاد و مملکت تحت قیادت کوروش ، ایران را به صورت میانجى تمدن شرق و غرب درآورد. 
پارسیان که در ابتداى پیروزى ها هنوز نسبت به دولت هاى متمدن آن روزگار عقب مانده تر بودند، درصدد برآمدند آن دولتها را که در پایان قرن هشتم و اوایل قرن هفتم ق .م . به سبب جنگهاى خارجى و مبارزات اجتماعى تضعیف شده بودند. به اطاعت خود درآوردند با همین نیت و پس از پیروزى بر ماد، توانستند بابل و مصر را تصرف نموده و فرمانروایى مطلق سرزمین هاى تصرف شده را به دست گیرند. اما نکته شایان توجه این است که در عین حال ، همانند شاهان این کشورها و طبق سنن محلى آنان تاجگذارى نموده و سنن قدیمى ، تقویم و روش هاى ادارى آن کشورها را مورد استفاده قرار دادند. کوروش سیستم داخلى و ادارى کشورهاى تحت تصرف خود را تقریبا دست نخورده نگاه داشته و حتى به آنان در امور ادارى ، استقلال محلى داد. وى در نخستین سال فرمانروایى خود در بابل ، در اقدامى تاریخى ، فرمانى مبنى بر آزادى یهودیان از اسارت و بازگشت آنان به موطن اصلى و نیز تجدید بناى معبد در بیت المقدس ، صادر نمود. 
در پى آمد این فرمان ، چهل هزار یهودى که راه سرزمین خویش را در پیش ‍ گرفته بودند کوروش را منجى خود دانستند. رفتار کوروش نسبت به قوم یهود، روح حق شناسى آنان را در برابر حکومت ایران برانگیخت ، تا جایى که در کتب مذهبى و سرودهاى شادى خود، که پس از سپرى شدن دوران اسارت سروده بودند، از کوروش و مردم ایران به نیکى یاد کرده اند. پیشوایان یهود، حتى کوروش را منجى و از پیامبران خویش خواندند و موید این نظر، نوشته هاى ستایش آمیزى است که در کتاب عزرا، باب هاى اول و دوم و کتاب اشعیاى نبى ، فصل چهل و پنجم آمده اند.
البته بعدها عصیان هاى سال 523 تا 531 ق .م . کمبود ثبات را در امپراتورى هخامنشى نشان داد. داریوش اول براى پیشگیرى از کوشش هاى تجزیه طلبانه ، تغییرات وسیعى بوجود آورد تا امکان ایجاد نظامى دایمى براى امور ادارى و کنترل سرزمین هاى تصرف شده را فراهم آورد وى هم چنین نظمى به وضع مالیات ها داده و پادگان هاى نظامى را در اقصا نقاط توسعه بخشید.
به نظر مى رسد این رشته اقدامات تقریبا از سال 518 ق .م . آغاز شد؛ اقداماتى که در جهت تغییر سازمان و یکپارچه نمودن ادارات ایالتى بود. نتیجه این تغییرات در بابل و مصر و سایر سرزمین هاى دیگر، یک نظام ادارى واحد بود که تا پایان حکومت هخامنشیان تغییر مهمى نیافت . 
قوانین:در امپراتورى هخامنشیان نظام ها و سازمان هاى مختلفى در کنار یکدیگر وجود داشتند. بنا به نوشته گریشمن :
در بیستون ، تخت جمشید، شوش و نقش رستم یک سلسله فرامین داریوش ‍ به دست آمده است که تشابهى بین متون آن و قوانین حمورایى موجود مى باشد. این فرامین که روى لوحه یا پاپیروس نوشته مى شده است براى اجرا به ایالات و ساتراپ هاى امپراتورى ایران ارسال مى شده است .
در این دوره ، سازمان قانونگذارى ، نظیر آن چه که در یونان و بعد در روم بوده وجود نداشته است .
در حقیقت دستورات و فرامین شاه که در بعضى موارد با نظر مشاوران مخصوص تهیه مى شد. اساس قوانین را تشکیل مى داده است . در طول تاریخ ایران ، این نظامات با تعلیمات و دستورات مذهبى و عرف و عادت آمیخته گردیده و روى هم رفته قوانین و اصول جارى کشور را به وجود آورده اند.
در هر صورت ، در امپراتورى هخامنشى یک سلسله نظامات وجود داشته که مربوط به تمام قلمرو امپراتورى بوده و تمام ایالات شاهنشاهى مجبور و مقید به اطاعت از آن بوده اند. اما در عین حال ، آنان با درک اهمیت روابط محلى و براى تنظیم روابط داخلى ایالات مختلف ، قوانین محلى و قدیمى را نیز حفظ مى کردند.
در ایران باستان ، از نظر قضایى یک سلسله قوانین کیفرى وجود داشته است که اساس مجازات جرائم را تشکیل مى داده بزه هاى کوچک را با تازیانه از 5 تا 200 ضربه کیفر مى دادند. گناهان بزرگ تر را با داغ کردن ، ناقص کردن عضو و بریدن دست یا پا، کندن چشم ، به زندان افکندن و در نهایت ، کشتن ، مجازات مى کردند.
در ایران بالاترین مقام قضایى از آن شاه بود، و البته اصل بر این قرار داشت که پادشاه در قضاوت هاى خود از اهورامزدا الهام مى گیرد. در مرتبه دوم ، محکمه ى عالى قرار داشت که این محکمه از هفت عضو تشکیل مى گردید. بعد از محکمه ى عالى ، دادگاه هاى محلى قرار داشتند. قوانین قضایى را معمولا مغان و روحانیون وضع مى کردند. اغلب قضات از روساى مذهبى بودند. ظاهرا اشخاص غیر مذهبى نیز به این سمت برگزیده مى شدند.  براى جلوگیرى از طولانى شدن جریان دعاوى ، رسیدگى به هر مورد شکایت ، مدت زمان معینى داشت . به هنگام رسیدگى به جرایم متهمین ، اعمال خوب و بد آنان را در نظر مى گرفتند در این زمان ، نسبت به امانت در قضاوت و رعایت عدالت نهایت سخت گیرى مى شد. فى المثل ؛ کمبوجیه دستور داد، قاضى اى را که متهم به عدم رعایت عدالت گردیده بود، اعدام و پوستش را بر مسند قضا پهن کنند و پس از آن به دستور وى پسر آن قاضى به همان سمت منصوب گردید.
دین:از مجموعه مدارک موجود مربوط به دین ایرانیان ، چنین مى توان نتیجه گرفت که اقوام آریایى پیش از استقرار در سرزمین ایران ، براى برخى از مظاهر طبیعت ، مانند ماه و خورشید و باران ، احترامى ویژه قایل بوده اند. چنین به نظر مى رسد که اقوام آریایى نیز همانند بسیارى از اقوام قدیمى دیگر، مانند مصریان و بابلیان ، احترامى خاص نسبت به خورشید داشته اند. در عین حال ، آریاییان سنت قدیمى احترام به آتش و کوشش در جهت نگهدارى آن را که ناشى از نیاز طبیعى اقوام بدوى به آتش بوده است ، براى خود هم چنان حفظ کرده بودند از سوى دیگر، به نظر مى آید که در اوایل عهد هخامنشیان ، آئین زرتشت نفوذ زیادى در ایران نداشته است در این باره ایوانف در کتاب تاریخ ایران باستان مى نویسد:
با داورى از روى سنگ نبشه هاى داریوش اول و خشایارشا که تا روزگار ما رسیده است . دین پارسیان وجوه مشترکى با آیین زرتشت دارد. اهورامزدا را چون خداى بزرگ (اما نه یگانه ) مى شناسند و اعتقادات دوگانه گرایى دارند. برخى از دانشمندان در این تفاوت ها گواهى بر وابستگى نداشتن دین آغازین هخامنشیان به آیین زرتشت مى بینند . به نظر مى رسد هخامنشیان ، دین تازه را پیگیرانه نپذیرفتند. آنان بعد از تصرف امپراطوری ماد دین مغ های ماد را پذیرفتند .
مالیات:در زمان کوروش و کمبوجیه ، هنوز روش منظم مالیاتى که بر مبناى محاسبه شرایط اقتصادى کشورهاى زیر سلطه ى هخامنشیان مقرر شده باشد، وجود نداشت .
این کشورها هدایا و مالیات هایى به فراخور مى دادند که به طور مسلم بخشى از آن ها به صورت جنسى بوده است .
چنان که ذکر گردید در سال 518 ق .م . داریوش اول براى مالیات هاى دولتى ، نظام جدیدى ایجاد نمود، هر ساتراپ موظف گردید براى هر منطقه بر حسب وسعت زمین زیر کشت و درجه حاصلخیزى آن ، که از پیش به طور دقیق معین شده بود مبلغ مالیات را نقدا پرداخت نماید.
پارسیان خود بعنوان ملت حاکم ، ناگزیر به پرداخت مالیات نقدى نبودند، لیکن ظاهرا از دادن مالیات هاى جنسى معاف نمى شدند. 
ملل دیگر از جمله سکنه ى کشورهاى خود مختار سالیانه مجموعا قریب 740،7 تالان  بابل مالیات مى پرداختند. در عین حال ، قسمت اعظم این پرداخت ها از سوى کشورهایى بود که به لحاظ اقتصادى پیشرفته ترین ممالک آسیاى صغیر از جمله : بابل ، سوریه ، مصر بودند.
روش تقدیم هدایا حفظ شده و به هیچ وجه داوطلبانه نبوده است . کشورهایى که خود داراى معادن فلز نبوده اند، مى بایست براى پرداخت مالیات ها، کالاى کشاورزى و صنعتى خود را به فروش رسانده و در ازاى آن ، نقره را به عنوان مالیات پرداخت نمایند.
به طورى که اسناد موجود نشان مى دهد مالیات هاى جنسى به صورت آرد، جو، احشام ، آبجو و غیره پرداخت مى شده است .
به موازات مالیات هایى که بر دوش ملل تابعه سنگینى مى کرد، مخارج ساتراپ ها و دربار آنان نیز به عهده همین ملت ها بود.
میزان مالیات هایى که در دوره ى داریوش اول معین شده بود، علیرغم تغییرات مهم اقتصادى که در کشورهاى تحت سلطه ى پارسیان بوجود آمد، تا پایان دوره ى امپراتورى هخامنشى تغییرى نکرد.
نظام پولى:در امپراتورى هخامنشى سکه هاى گوناگونى ضرب مى شد، این سکه ها عبارتند از:
1 - سکه شاهنشاهى . 2 - سکه ساتراپ ها. 3 - سکه ایالتى با تصویر شاهنشاه . 4 - سکه محلى .
در سال 517 ق .م . داریوش اول - براى اولین بار - سکه اى که براى سراسر امپراتورى داراى اعتبار باشد، درست کرد که بعنوان پایه ى نظام پولى امپراتورى قرار گرفت . این سکهدریک طلا بود که 4/8 گرم وزن داشت . ضرب سکه طلا منحصر به شاهنشاه بود و به سبب این که فقط 3 آن از آلیاژى دیگر بود، در طى چند قرن مهم ترین سکه رایج در دنیاى تجارت آن روزگار بود. نوع اصلى سکه هاى رایج از جنس نقره بود که 6/5 گرم وزن داشته و از نظر ارزش یک بیستم درایک بود و معمولا در ساتراپ هاى آسیاى صغیر ضرب مى گردید.
ارزش طلا و نقره اى که در گنجینه هاى شوش ، تخت جمشید و سایر شهرها نگهدارى مى شد، در اواخر دوران هخامنشیان بالغ بر 630،235 تالنت بود. در چنین شرایطى ، پول هایى که بعنوان مالیات هاى دولتى جمع آورى مى شدند، ده ها سال در گنجینه سلطنتى انباشته شده و عملا از جریان معاملات و داد و ستد خارج مى گردیدند و تنها مقدار اندکى از آن ها به عنوان مزد کارگران و مخارج دربار و دستگاه ادارى خرج مى شد. به این دلیل بود که در تجارت و داد و ستد کمبود سکه بسیار محسوس گشته و تاثیر نامطلوبى در نظام پولى گذارده بود همین امر، روش مبادله کالا را تقویت کرده و جریان اقتصادى را به سوى کامل کالا مى کشانید.
خانواده و تعلیم و تربیت:در این دوران خانواده بر بنیان پدرسالارى استوار بود، در عین حال زنان نیز از حقوق اجتماعى قابل توجهى برخوردار بوده اند. آنان حق رفت و آمد آزاد داشتند و مى توانستند املاک و اموالشان را با اراده و میل خود واگذار نمایند. ظاهرا با تشکیل حکومت مرکزى به ویژه از زمان داریوش اول موقعیت زنان در ایران تنزل نمود و به قصد محدود نمودن قدرت زنان ، براى زنان خانواده هاى ثروتمند، محدودیت هایى قائل شدند. به هر حال در جامعه ایران باستان و در نزد طوایف آریایى هیچ گاه تساوى بین زن و مرد وجود نداشته است . در حالى که مردان آریایى قادر به انتخاب زنان متعدد بوده و حتى مى توانستند براى خود حرمسرا تشکیل دهند، نسبت به وفادارى زن به شوهر قوانینى سخت وضع گردیده بود.
یکى از وظایف اساسى زنان به وجود آوردن فرزندان متعدد به خصوص ‍ اولاد ذکور بود. اغلب به خانواده هاى پراولاد جوایز و کمک هایى از طرف پادشاه داده مى شد. سقط جنین از گناهان کبیره محسوب مى گردید طبیعتا اولاد ذکور عامل عمده تولید اقتصادى و دفاع نظامى محسوب مى گردید فرزندان 5 سال اول زندگى خود را تحت سرپرستى مادر بوده و از آن پس ، تربیت آنان زیر نظر پدر انجام مى گرفته است .
به منظور تربیت فرماندهان و منشیان دولتى ، تعلیم و تربیت فقط در انحصار و ویژه ى خانواده هاى نجبا و اشراف بوده است .
تعلیم و تربیت طبقات خاص معمولا توسط روحانیون در خانه و یا معابد انجام مى گرفته است .
چنین معمول بود که مکتب خانه ها دور از بازار و محل کسب که آلوده به زد و بند و سوگند دروغ و تقلب بوده است ، باشد، مفاد درسى اغلب شامل رونویسى و خواندن اوراد مذهبى از روى اوستا بوده است ، ایرانیان فرزندان خود را از کودکى به فنون نظامى ، تیراندازى و سوارى آشنا مى نمودند.
از نظر خط و نگارش باید یادآور گردید که در این دوران چون تعداد کسانى که با نوشتن خط میخى پارسى آشنا باشند کم بوده اند، لذا کتیبه ها و نوشته ها به خط پارسى آرامى ، عیلامى و گاهى بابلى نوشته مى شد.
طبقات اجتماعى:خانواده سلطنتى ، در راس قدرت و سازمان اجتماعى و با تمام امتیازات ویژه اقتصادى و سیاسى قرار داشت . خانواده سلطنتى به اتفاق برخى خاندان هاى بزرگ پارسى ، طبقه ى ممتاز جامعه را تشکیل مى داده اند.
بیش تر وظایف فرماندهى سپاه و حکومت ایالات با اعضاى این خانواده ها بود، تنها روساى خانواده هاى بزرگ پارسى ، حق ورود به دربار سلطنتى را داشتند بعد از اشراف و نجبا، مستخدمین دولت و دبیران که طبقه ادارى مملکت را تشکیل مى دادند، قرار داشته ، کسبه ، تجار و دهقانان در طبقات پایین تر اجتماع قرار مى گرفتند.
در مورد نظام بردگى در دوران هخامنشى اطلاعات زیادى در دست نیست اما بى گمان نظام کار و بهره بردارى از نیروى انسانى به شیوه روم ، یونان و بین النهرین نبوده است . 
پیشه وران و سازمان هاى صنعتى:در این دوران اساس اقتصادى ایران بر نظام کشاورزى و شبانى استوار بوده است . انجام امور بازرگانى و بسیارى از مشاغل و حرف صنعتى ، در دست ملل تابعه نظیر مصریان و فینیقیان بود. بنابراین ، اقتصاد شهرى ، شامل کار و پیشه هاى گوناگون در داخل شهرها بوده است . بسیار محتمل است که صاحبان بعضى از مشاغل ، به منظور تبادل نظر در مورد مسائل و رفع مشکلات شغلى یکدیگر، اجتماعى داشته اند که هسته هاى اولیه ى سازمان هاى صنفى را در قرون بعد تشکیل داده است .
در عین حال باید در نظر داشت که به سبب اقدامات بزرگ ساختمانى و ایجاد راه ها و جاده ها، سازمان منظم و متمرکز دولتى براى تهیه کارگران و پیشه وران تقسیم کار و پرداخت مزد وجود داشته است .
مدارک و الواحى که از تخت جمشید به دست آمده نشانگر آن است که در این دوره ، یک سلسله مقررات اجتماعى و حقوقى براى تعیین و تثبیت حقوق کارگران وجود داشته است .
گریشمن مى نویسد:
در آن جا حقوق وظیفه ى کارگران دقیقا تعیین شده و مزد یک کودک ، یک زن ، یک مزدور و با یک پیشه ور مشخص شده است . حتى مزد روحانیون که در خدمت دین بودند ثبت شده است .
- در این زمان ، سازمان ها و مراکزى براى جمع آورى کارگر ایجاد شده بود که شعبه هایى در ممالک مختلف شاهنشاهى داشته است 

خشایار دریکزاد
باسلام به وب من خوش امدید اسم من خشایار دریکزاد دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی و عاشق تاریخ و وطنم هستم . (خود رو در اینه نظرات دیگران باید دید پس اینه نظراتتون رو دوست داریم)
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :