تاریخ و زبان انگلیسی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: خشایار دریکزاد - ۱۳٩۱/۱۱/٧

تاریخ ایران - اشکانیان

تسلط یونانیان و مقدونیان بر فلات ایران نمى توانست براى مدت بسیار طولانى تداوم یابد، زیرا على رغم کوشش شخص اسکندر و سیاست مقدونى کردن شرق که از طرف جانشینان وى تعقیب مى گردید، بسیارى از مردم ایران نسبت به آنان بیگانه ماندند و حکومت سلوکیان در این مملکت فاقد یک شالوده ملى بود.
اصولا روش اقتصادى و ادارى غیر متمرکز و پراکنده سلوکیان عدم توانایى آنان به بسط قدرتشان در قسمت هاى مختلف امپراتورى ، خود عامل تحریک و تشویق تمایلات استقلال طلبانه حکام و فرمانروایان محلى بود.


ایوانف در تاریخ ایران باستان مى نویسد:
پیامد بحران دولت سلوکیه ، در نیمه سده سوم ق .م . آن شد کهکنترل بسیارى از ولایت هاى خاورى از دست این دولت بیرون رفت در راس این ولایت ها،فرماندارانى یونانى بودند، دیودت در باختر (باکتریا بلخ ) اوتیدم در سغد واندراگور، در پارت چنین به نظر مى رسد که در ابتداى کار مبارزه پارتیان بیش تر بر اساس حفظ منافع محدود قومى و صیانت طایفه اى بوده است تا یک جنبش اساسى در جهت تامین استقلال ملى تمام ایران در مورد اصل و نژاد پارتیان اشکانى ، گیرشمن مى نویسد:
آنان به قبیله ى پرنى - که جزیى از قوم دهه ، بود - متعلق بودند. دهه ، مجموعه اى از قبایل سکایى بود که بصورت چادرنشینى و استپ هاى بین دریاى خزر و دریاى آرال ، زندگى مى کردند. در حدود سال 250 ق .م . دو برادر، ارشک و تیرداد، با جنگجویان خود همراه پنج تن از روساى دیگر، ناحیه علیاى تجن را اشغال کردند. 
پادشاه جدید بلخ ، به آنان حمله نمود، اما ایشان از این خطر گریخته به ایالات مجاور پارت هجوم بردند و حاکم آن جا را کشتند. دو سال بعد، ارشک در جنگ کشته شد، ولى پارتیان که همیشه در محاربه بودند، تحت فرماندهى تیرداد تمام ناحیه ى را که امروز سرحد ماوراى خزر و روسیه و ایران را تشکیل مى دهد، به تصرف درآوردند. تیرداد در همین مکان ، نخستین پایتخت خود را بنا نهاد. اندکى بعد شهرى دیگر به نام موسس سلسله ، ارشک بنا شد، و تیرداد در آن جا تاجگذارى کرد.
در هر حال ، جنبش پارتیان در شرق ایران ، موجب از بین رفتن تسلط مقدونیان و فراهم شدن مقدمات وحدت ملى ایرانیان گردید. پارتیان در اندک مدت بر فلات ایران مستولى شدند و به زودى به عنوان مظهر جدید احساسات ملى ایرانیان و مدافع شرق ظاهر گردیدند.

پارتیان با ادامه سیاست صلح و جنگ و حمله و دفاع توانستند مدت پانصد سال فرمانروایى خود را بر محدوده فلات ایران حفظ و در مقابل اقوام شرق و غرب مقاومت کنند.

سازمان حکومت:سازمان حکومت در آغاز پادشاهى اشکانیان ، همانند دستگاه حکومتى سلوکیان و پادشاهان هلنى بود ولى یقینا از بعضى جهات آنان با شاهان هلنى تفاوتى داشته اند.
پس از مهرداد دوم که رسم جانشینى موروثى برافتاده بود، اهمیت نقش ‍ بزرگان در شوراها افزون گشت از این زمان شوراى اشراف و بزرگان مساله جانشینى شاهان را بررسى و تصویب مى نمودند.
در مراحل بعد، به سبب نبودن قدرت مرکزى و فقدان یک نظام قانونى پایدار و استوار که موضوع جانشین را همواره معین نماید، دقیق نبودن پایه ها و درجات و مشاغل که شمار آن ها بسیار بود، دیده مى شود.
چون پارتیان بر قلمرو سلوکیان که زیر نفوذ مستقیم فرهنگ یونانى بود تسلط یافتند با شهرهاى یونانى ، شهرهاى نظامى آنان و شهرهاى مهاجرنشین روبرو شدند. آنان از سوى دیگر با نظام شهربانى هخامنشى که اندکى شکسته شده بود روبرو گشتند در این نظام ها زیردستان شهربانان با شهربانان برابر بودند.
پارتیان در آغاز از شهرها و فرهنگ هلنى هواخواهى مى کردند و همان سازمان سلوکى را بر هر جا که غلبه مى کردند نگاه مى داشتند. به عنوان مثال : مهرداد اول کاسیس نامى را به شهربانى ماد گماشت و یا هیمر را به شهربانى میان رودان (بین النهرین ).ودر کتیبه ى بیستون متعلق به مهرداد دوم ، از لقب (شهربان شهربانان ) مانند شاه شاهان یاد شده است ، واگذارى تیول از طرف شاهنشاه به خویشان و فرمانبرداران در سرزمین هاى تحت قلمرو و زناشویى میان اشراف و خاندان شاهى ، موجب درآمیختگى پارتیان با خاندان هاى اشراف گشت و بدین ترتیب رفته رفته اشراف نیز در ساختار حکومت نقش مهم ترى یافته و تدریجا قدرت شاهى کاهش یافت .
پلوتارک و ژوستن (در کتاب یازدهم ، فصل 3، بند 5) نوشته اند؛ پارتیان عبارت بودند از گروهى اندک از آزادان و انبوهى بزرگ از بندگان منظور از آزادان همانا بزرگان و اشراف بودند کهآراتان نامیده مى شدند و خاندان هاى بزرگ و دیوانیان نیز در این شمار مى گنجیدند. از این گروه در کتیبه هاى پارسى میانه با واژه وزرگان یاد شده است . این طبقه ى اخیر در دربار و سپاه نقش رهبرى داشت و مردانش از پایگاه ها و رتبه ها و مزایاى متعددى برخوردار بودند. 
سیموکاتا مى نویسد: که ایرانیان بیش تر از لقب هاى خویش یاد مى کردند، نه از نام هاى شان . این بى شک از خصوصیات دوران اشکانى و زمان هاى اخیر فرمانروایى ایشان بود که شناختن ساختمان حکومتى دولت پارتیان را بس ‍ دشوار مى سازد.
با این همه ، شهربانان پایه دستگاه ادارى پارتیان به شمار مى آمدند، اما در بعضى نقاط مثل نسا گویا مرزبان بالاتر از شهربان و پایین تر از یک دیاپتین dyapty یعنى کدخداى یک روستاى آباد بود.
در دولت اشکانى دو شورا، امور مربوط به کشور را بر عهده داشتند:
1 - شوراى بزرگان که احتمالا ویسپوهران خوانده مى شدند. در این شورا نمایندگان خاندان اشکانى و ظاهرا برگزیدگان شش خاندان بزرگ عضویت داشتند.
2 - شوراى مغان که نفوذ آنان در امور کشور از شوراى نخستین کمتر بود.
این دو شورا متفقا یکى از افراد خاندان اشکانى را به سلطنت انتخاب مى کردند البته در این انتخاب وصیت پادشاه نیز بى تاثیر نبود.
18 مملکت در زمان پارتیان تابع آنان بود. از این میان یازده مملکت از حقوق و امتیازات بیش ترى برخوردار بودند و هفت حکومت دیگر در مرحله ى پایین ترى قرار داشتند. فى المثل ؛ ماد، آذربایجان ، خوزستان ، فارس هر یک سلطانى از خود داشتند و در ضرب سکه آزاد بودند. آنان تنها تعدادى سرباز و مقدارى هدایا به شاهان اشکانى مى دادند. ایالات دیگر به دست روساى خاندان هاى بزرگ فئودال پارت اداره و رهبرى مى شد و آنان این مقام را به طور موروثى حفظ مى کردند.
بردگى در عهد اشکانى:بندگان دوره اشکانى به نام هاى بندک ، آتشهریک و رسیک خوانده مى شدند. این بندگان در امر کشاورزى و معادن شاهى به کار گمارده مى شدند و در میان ایشان آتشهریک از مقام برترى نسبت به بقیه برخوردار بود. آنان در دستکرتها که املاک شخصى به شمار مى رفت به کار اشتغال داشته و به مثابه بخشى از اموال اربابان ملک محسوب مى شدند. اربابان مى توانستند آتشهریک را به رسم هدیه پیشکش نموده و یا از وجود ایشان براى گروگان استفاده برند. آنان به هنگام فروش مزرعه نیز فروخته مى شدند.
دین اشکانیان:اشکانیان به روزگار صحراگردى ، مظاهر طبیعت مانند: آفتاب ، ماه و ستارگان را مى پرستیدند. کیش پرستش نیاکان نیز در بین آنان وجود داشت - آنان چون به قدرت رسیدند نسبت به مذاهب گوناگونى که در ایران وجود داشت با نظر اغماض مى نگریستند.
در مراحل بعد، براى شاهان خود نیز الوهیت قائل گردیدند. چنان که ارشک از این مرتبه برخوردار بود. وى لقب اپى فانس را که کلمه اى یونانى است بر سکه هاى خود نقش نمود.
شاید به واسطه ى همین تقلید است که بعضى از شاهان پارتى مانند، مهرداد دوم عنوان خدایى به خود مى دادند. در این زمان ، اشکانیان مردگان را با لوازم خویش به خاک مى سپردند، و این خود گواه آن است که آیین زرتشت ، دین رسمى و دولتى آن دوره نبوده است . اما با تمام این احوال مى توان گمان برد که مغان زرتشتى در نقاط مختلف ایران مراسم پرستش اهورامزدا و یا دیگر خدایان کهن را اجرا مى نمودند.
علاوه بر این ، در مدارک به دست آمده ، دلالت بر اشاعه ى کیش مهر نیز دیده مى شود در این زمان ، بعضى از ارباب انواع یونانى نیز جزء مذهب پارتیان بوده است . مثلا زئوس رب النوع بزرگ یونانیان در ردیف اهورامزدا قرار داشت ؛ یا آپولن رب النوع آفتاب در ردیف مهر قرار گرفت و در مرتبه بعد، دو رب النوع یونانى یعنى آرتمیس و هراکل نیز مورد پرستش ‍ واقع مى شدند.
درباره دین در دولت اشکانیان دیاکونف مى نویسد:
در کتاب چهارم دینکرد روایتى وجود دارد که در زمان بلاش اشکانى - بلاش اول و یا بلاش دوم - تنظیم و تدوین اوستا - کتاب مقدس زرتشت - آغاز گشت .
وى در ادامه مى نویسد:
از نام هاى خاص پارتى که در اسناد مکشوف در نسا محفوظ مانده ، از رواج معتقداتى که بعدها از خصوصیات زرتشتیگرى رسمى شمرده مى شود حکایت مى کند، در قرن اول ق .م . در شهر نسا نوعى گاهنامه ى زرتشتى متداول بوده است 
موقعیت اجتماعى زن در دوران پارتیان:در این دوران تعدد زوجات متداول بوده ولیکن داشتن بیش از یک زن رسمى جایز نبوده است . تعدد زنان غیررسمى در میان پارتیان و به ویژه در خانواده سلطنتى و اشراف از زمانى متداول شده بود که آنان به ثروت دست یافته بودند؛ زیرا پیش از این ، زندگانى صحرانشینى آنان مانع از داشتن زنان متعدد بود.
شاهان اشکانى زن رسمى خود را از شاهزادگان یا لااقل از میان زنان پارتى انتخاب مى کردند زن پیش از فوت شوهر خود نمى توانست شوى دیگرى انتخاب کند ولیکن زن در صوت عدم رضایت از شوهر خود به آسانى جدا مى شد.
مرد فقط در چهار مورد مى توانست از زن خود جدا شود:
1 - نازا بودن 2 - پرداختن به جادوگرى 3 - فاسدالاخلاق بودن 4 - پنهان کردن ایام قاعدگى از شوهر.

خشایار دریکزاد
باسلام به وب من خوش امدید اسم من خشایار دریکزاد دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی و عاشق تاریخ و وطنم هستم . (خود رو در اینه نظرات دیگران باید دید پس اینه نظراتتون رو دوست داریم)
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :