تاریخ و زبان انگلیسی
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: خشایار دریکزاد - ۱۳٩۱/۱۱/٧


تاریخ ایران -زندیه

کریم خان که رییس قبیله اى  بیش نبود، در سال 1165 ه .ق . پس از شکست على مردان خان و خروج او از صحنه سیاست ایران ، سلطان واقعى و فعال مایشاء این کشور شده بود خود را وکیل الرعایا یعنى وکیل و نماینده مردم خواند و عنوان پادشاهى را براى شاه اسماعیل که خود به کمک على مردان خان به سلطنت رسانیده بود باقى گذارد.

 


محمد صادق موسوى اصفهانى در تاریخ گیتى گشا در مورد تاریخ زندیه در این باره مى نویسد:
قرعه ى این امر خطیر را به نام میرزا ابوتراب ، ولد میرزا مرتضى که دخترزاده ى شاه سلطان حسین بود نگاشتند، در ساعتى مسعود و طالعى محمود، او را بر تخت سلطنت و سریر دولت طوس داده ، شاه اسماعیل سوم نام نهادند و خطبه و سکه به نام وى زدند .
تاریخ نیابت سلطنت و وکالت کریم خان ، پر است از جنگ هاى بى شمارى که وى علیه دشمنان سرسخت ، انجام داده است و هنگامى که کریم خان به تدریج از کار دشمنان داخلى آسوده خاطر شد، شاه اسماعیل ، نوزده ساله بود و چون به سن بلوغ رسید، لازم بود اداره امور کشور به او محول شود، لیکن مجلسى از بزرگان زند در اصفهان راى به عدم لیاقت و خلع او از مقام سلطنت دادند و آن گاه بدن قایل شدن عنوان پادشاهى براى کریم خان او را زمامدار کشور کردند.
ابوالحسن بن محمد امین گلستانه در مجمل التواریخ بعد نادریه در این باره مى نویسد:
با خبر ورود سپاهیان کریم خان به اصفهان در سپاهیان على مردان خان نیز اختلال به وجود آمد و هر روز عده اى از سپاهیان وى گریخته ، به جمع لشکر کریم خان پیوستند، برخورد میان دو سپاه در نزدیکى اصفهان صورت گرفت و سپاه على مردان خان شکست سختى خورد و على مردان خان نیز براى یافتن کمک به نواحى شوشتر و هویزه رفت در این هنگام شاه اسماعیل سوم زکریاى وزیر و بسیارى از بزرگان دیگر نیز به لشکر کریم خان پیوستند، و همگى به اتفاق وارد اصفهان شدند. کریم خان خود را وکیل الرعایا خواند و براى نواحى عراق و فارس حاکم تعیین کرد و برادر خود صادق خان را بیگلربیگى اصفهان نمود براى حکمرانى نواحى علیشکر فراهان و توابع ، شیخ على خان زند و برادران وى را در نظر گرفت . کرمانشاهان کردستان و بخشى از لرستان را نیز به محمد خان داد، حکومت ایالت فارس را نیز مجددا به ابوالحسن شیرازى واگذار کرد .
کریم خان پس از سقوط آل بویه - 1055 م - 448 ه .ق - نخستین ایرانى بود که بر سراسر ایران حکومت مى کرد. در فاصله میان سقوط آل بویه و ظهور کریم خان سلاطین ایران یا ترک بودند یا مغول .
کریم خان با تامین امنیت داخلى ، سعى در توسعه صنعت و تجارت نمود و هنگامى که تجارت داخلى رونق یافت تجدید حیات اقتصادى کشور و امنیت داخلى موجب تجدید حیات تجارت خارجى گردید کاروان هایى که در زمان پادشاهان صفوى در جاده هاى ایران در حرکت بودند، در اثر توجه و مراقبت مخصوص کریم خان از نو فعالیت آرام و مداوم خود را آغاز کردند .
کنسول بغداد در این باره مى نویسد:
راه ها امن است و تجارت مجددا برقرار مى شود، کاروان هایى که از این جا به قصد ایران حرکت مى کند زیاد است و بیش از پانزده الى بیست هزار خانواده ایرانى  که به بغداد پناهنده شده بودند، به تدریج به وطن خود مراجعت مى کنند، استقرار مجدد امنیت داخلى و حسن رفتار کریم خان با خارجیان و تامین مال و جان آنان موجب تجدید روابط خارجى ایران و استقرار مجدد روابط این کشور با اروپا که از زمان شورش افغانان به کلى قطع شده بود، شد. دروازه هاى ایران ناگهان بر روى خارجیان باز و بار دیگر بر سر بازارهاى پرسود این کشور، بین دول اروپایى رقابت شدید آغاز شد. مهم تر از همه کریم خان کوشید، با دول غرب سیاست خاصى اتخاذ نماید. کریم خان ، در تمام مدت سلطنت خود از اخذ تماس بسیار نزدیک با انگلیسى ها اجتناب نمود، لیکن در همان حال ، امتیازات و تسهیلات زیادى براى رقباى فرانسوى شان قائل شد. و در نتیجه کار انگلیسى ها در ایران به جایى نرسید و نتوانستند مطامع استعمارى خویش را به انجام برسانند.
سازمان ادارى  درباره سازمان ادارى زندیه ، اطلاعات ، بسیار ناچیز است ، منابع تاریخ این زمان نیز، جز وقایع جنگى ، به ندرت درباره ى سازمان ادارى چیزى نوشته اند، فقط رسم التواریخ ، اطلاعات ناقصى در این باب در اختیار ما گذاشته است .
آن چه مسلم است ، کریم خان مانند شاهان پیشین دم و دستگاه عریض و طویلى نداشته است و دربار او را مى توان یکى از ساده ترین دربارهاى تمام تاریخ ایران به شمار آورد.
کریم خان در سیستم حکومت ایران بدعت گذارد، حکومت او را مى توان یک نوع حکومت وکالتى متمرکز نامید، البته کسى او را انتخاب نکرده بود، اما همین بس ، که او همیشه خودش را وکیل مردم مى شناخت . به هر حال ، گمان نمى رود، سازمان ادارى در این دوره فرق چندانى با سازمان ادارى افشاریه و صفویه داشته باشد. البته سازمان ادارى کریم خان به مقتضاى نوع حکومت او بسیار خلاصه تر بوده است.
از گزارش رسم التواریخ ، چنین بر مى آید که کریم خان ، براى هر شهر، هفت عامل تعیین نمود که عبارت بودند از: وزیر مستوفى ، وکیل الرعایا، محصص ، کلانتر، نقیب ها و محتسب . اما این که آیا براى هر شهر، یک نفر قاضى نیز که در زمان صفویه ، نقش حسابى داشت ، تعیین گردیده است ، بر ما معلوم نیست .
دیگر مقامات دیوانى ، بنا به نوشته ى مجمل التواریخ عبارتند از:
منشى الممالک ، ایلچى باشى ، نسوچى باشى ، ایشیک آقاسى ، معیر الممالک ، مستوفى  و مناسب نظامى عبارتند از: سردار سپاه که خود کریم خان بر عهده داشت و سایر مشاغل نظامى دیگر عبارتند از: قورچى باشى توپچى - تفنگچى باشى - زنبورکچى باشى - چرخچى باشى - یساقچى باشى و یساقان جزایرچى باشى بودند.

مواجب هر حاکمى مانند حاکم اصفهان ، شیراز، یزد، کاشان ، رى ، قزوین و امثال اینان از بلاد ایران را، مبلغ صد تومان و مقدار چهارصد خروار غله مقرر فرموده و در آن زمان ، در بعضى جاها، یک خروار دیوانى غله ، که معادل صد من به وزن تبریز باشند، به دو هزار و پانصد دینار، و در بعضى جاها به هزار دینار و در بعضى جاها به هفتصد و پنجاه دینار، بیع و شرع مى شد و همه حبوب و ماکولات مانند غله در خرید و فروش بودند.
در هر بلدى ، محتسبى با تسلط معینى برقرار فرمود که از روى قسط و انصاف و تمیز و حساب و احتساب و دیانت و امانت و صلاح و اصلاح متوجه نظام و همین طور نسق چى ها و اوزان و کلیه اجناس و کون و فساد بلد باشد و داروغه فهیم ، زیرک ، امین ، متدین ، صاحب حسن سیاست .
درباره ى میزان مالیات ولایات مختلف ایران نیز، رستم التواریخ ، گزارش ‍ بسیار ذى قیمتى در اختیار ما مى گذارد.
صورت جمع نسبى مالیات حسابى ، دیوانى ممالک ایران غیر خراسان هر سال مبلغ پانصد و پنجاه هزار تومان بوده است .
دارالسلطه اصفهان مع توابع هفتاد هزار تومان
دارالعلم شیراز مع توابع صد و شصت هزار تومان
دارالعلم یزد مع توابع بیست هزار تومان
دارالمومنین کاشان دوازده هزار تومان
دارالخلافه ى رى دوازده هزار تومان
دارالبرکت مازندران بیست و پنج هزار تومان
دارالمنفعت گیلان بیست و پنج هزار تومان
دارالحرب آذربایجان شصت هزار تومان
دارالشجاعه کردستان دو هزار تومان
دارالسلام عربستان پانزده هزار تومان
دارالشرکت کرمانشاهان پانزده هزار تومان
دارالحشمت همدان پانزده هزار تومان
دارالملک قزوین دوازده هزار تومان
دارالنصرت قلمرو عراق شصت هزار تومان
دارالغرور لرستان بیست هزار تومان
دیگر آن که ، حکام و والیان ایران هر یک موافق رتبه و شان خود و گنجایش ‍ ولایت خود، پیشکشى ، از براى سرکار فیض آثار والاجاه وکیل الدوله مذکور مى آورند .
قضاوت  پس از شاه رسیدگى به کارهاى قضایى مردم با قضات شرع بود. اما در موارد مذهبى و مخصوصا براى طلاق ، قضاوت یا شیخ الاسلام بود، بیگلربیگ نظارت بر پلیس را بر عهده داشت .
داروغه ، که مامور برقرارى نظم و انضباط در شهر بود و هم چنین تعیین قیمت هاى ثابت ، وظیفه داروغه بود او براى هر جنسى قسمتى ثابت معین مى کرد.
سیاست مذهبى در دوره زندیه  دریاى بى کرانه اى که شاه صفوى را، از اتباعش جدا مى کرد بر اثر جایگزین شدن استبداد مذهبى ، به همان وسعت استبداد سیاسى ، این فاصله را گسترده تر کرده بود.
در طبقه بندى جامعه شهرى ، که واقعا جاى اتحاد پیشین طوایف زمان شاه سلطان حسین را به خود اختصاص داده بود. علماى روحانى ، پشتیبانى از فرمانروایان را به عنوان نایب امام ، و نماینده ى خدا فراهم مى آوردند و طبق قوانین شرعى توجیه و تفسیر مى کردند. قدرت اینان بر اثر تلاش هاى نادر، براى برگرداندن ایران به سوى مذهب اهل سنت و جماعت و تجدید نظر وسیعش در امور و اموال وقف و صرف آن ها در راه مخارج نظامى ، به شدت تضعیف شده بود. در ایام هرج و مرج پس از قتل نادر، بسیارى از علماء به بقاى متبرکه عراق مهاجرت کردند. بنابراین روحانیون باقیمانده و کسانى که در دوران فرمانروایى کریم خان به ایران برگشتند، قدرتشان تقلیل یافته بود و رهبر تازه ى ایلیاتى کشور که در امور مذهبى لاقید و بى بند و بار بود، نیز، نیازى به تایید آنان احساس نمى کرد. کریم خان بنا به سنت با سکه زدن به اسم امام غایب (صاحب الزمان ) (عج ) و ساختن مساجد و بقاع و توجه به نمازهاى جماعت (گرچه در این راه اجبارى در کار نبود) به تقویت مذهب شیعه پرداخت . 
بزرگ ترین مراجع رسمى انتصابى روحانى در شیراز، شیخ الاسلام بود.
پروفسور حامد لگار، در کتاب دین و دولت در ایران مى نویسد:
شیخ الاسلام شیراز که مستقیما توسط حاکم به کار گمارده شده بود بار دیگر اداره محاکم شرع را که به ظاهر قلمرو آن از محاکم عرف خیلى محدودتر شده بود، به عهده گرفت . قضاوت هاى شخصى که توسط حاکم اعمال مى شد در هر حالى عمومیت داشت ، اما ماهیت شیعى حکومت زند مشخص بود معتقد بودند که هر یک از دوازده امام ، سرپرستى یکى از دوازده محله ى شیراز را به عهده دارند. کریم خان بقعه امام زاده میرحمزه را ساختمان کرد، مدرسه اى بنا و آن را وقف کرد که پس از مرگش ، مدرسه خان نامیده شد.

 

 

هزینه زندگى در زمان زندیه  از گفته هاى فوق چنین نتیجه مى شود که بخش عظیمى از مسکوکات که در خزانه دولتى قرار داشت به هیچ وجه سرمایه گذارى و خرج نمى شده است بلکه از اقتصاد رایج خارج شده و آن را از جریان دور مى ساختند بنابراین تعجب آور نیست که پول نقد در ایران کمیاب بوده است .
از این رو، با وجود شکوفایى اقتصاد و تجارت ، مردم وضع بدى داشتند و به مرور زمان فقیرتر مى شدند. این وضع از پایین بودن قیمت براى خدمات کاملا روشن مى شود.
سال خرج قیمت منبع مورد محاسبه
989 ه .ق / 1581 م . بار الاغ (شیراز) 70 شاهى 35 شیلینگ
1074 ه .ق / 1664 بار الاغ (اصفهان شیراز) 5 عباسى 6 شیلینگ و 8 پنس ‍
سایر خدمات نیز بسیار ارزان بود:
سال خرج قیمت
1081 ه .ق / 1670 م . قاصد یک لیور در هر روز مسافرت
1105 ه .ق / 1694 م . کرایه اسب از ایروان به شیراز 10 عباسى
براى هر اروپایى که به حد کافى پول نقد در اختیار داشت ، حقیقتا سفر به ایران ارزان بود. تونوبر، سر راه همدان به اصفهان - مسافتى که در حدود 350 کیلومتر بود - ارقام ذیل را ارائه مى دهد.
کرایه اسب 6 عباسى
بار 15 عباسى
گمرک همدان 4 بیستى براى 100 من
هزینه توقف در کاروانسرا 1 بیستى براى هر شب
انباردارى 3 بیستى براى 100 من در هر شب
هزینه وى براى چنین مسافت طولانى ، حداکثر به 30 عباسى بالغ مى گردید، به منظور تسهیل دید کلى ، تقسیم بندى پول هاى رایج آن زمان مورد بررسى قرار مى گیرد.
هلند یک گلدن برابر 28 اشتوئیور در سال 1601 (6 اشتوئیور برابر 8 فینگ )
انگلیس یک پوند برابر 20 شیلینگ (یک شیلینگ برابر 12 پنس )
فرانسه یک لیور برابر 20 سو (20 سو برابر 82/1 فرانک در سال 1669)
اسپانیا یک اسکودودارو برابر 2/1 پیستوله ، یک پى آستر برابر یک پسو امپراتورى
دریماکسن یک رایش اشتالر برابر 60 کرویزر برابر 35 گروشن در سال 1534، یک رایش اشتالر برابر 10 گروشن در سال 1600 یک گروشن برابر 10 فینگ
مواد غذایى نیز براى اروپاییان چندان گران نبود به خصوص اگر تصور شود که جنگ هاى سى ساله ، چه تغییراتى را در اروپا به بار آورده بود.
دلاواله در سال 1026 ه .ق / 1617 م . براى یک مرغ مبلغى در حدود 6/1 رایش اشتالر پرداخته است . در سال 1116 ه .ق / 1704 م . دوبروین ، این مبلغ را بین 6 تا 12 اشتوئیور ذکر کرده است ، یعنى تقریبا مانند قیمت اولى است . او اطلاعات دیگرى در مورد قیمت ها به دست مى دهد:
یک من شاهى اشتوئیور
گوشت گوسفند 16 - 14
گوشت بره 76 - 60
گاو 20 - 16
نان 10 - 8
کره 160 - 100
چوب 5 - 4
روغن 50
ذغال 5 - 4
یک غاز 50 - 40
اگر این قیمت ها را به پول مارک طلاى آن زمان محاسبه کنیم ، به آن معناست که یک مرغ قیمتى بین 33 تا 66 فینیک (واحد پول آلمان )، و نانى به وزن شش کیلو، قیمتى برابر 45 تا 55 فینیک داشته است .
اگر مردم با چنین قوه ى خرید پولى ، در احتیاج بودند، به علت کمبود پول در جریان بود. زیرا در اثر صادرات سکه هاى نقره به هندوستان حجم سکه ها کمتر مى شد صرافان در خلیج فارس نیز سکه ها را با طلا مبادله مى کردند، آن چه که در ایران متداول نبود.
در زمینه رکود کشاورزى ، بایستى به نوشته رستم الحکماء استناد کرد.
کریم خان در هر ایالتى انبار غذایى به وجود آورد که هر ساله آن ها را براى تدارکات و آذوقه سپاهش پر مى کرد. در پاییز سال 1775 م . به علت هجوم ملخ و زنگ زدگى گندم ها و هزینه لشکر کشى به بصره ، در شهرهاى شیراز و اصفهان کمبود غله احساس مى شود و به قدرى مضیقه پیش آمد که وکیل ناگزیر گردید براى تامین رفاه مستمندان در انبارها را باز کند، در اصفهان ، ارزش نان گندم ، به هر من پانصد دینار رسیده بود، در چهار گوشه ى میدان شاه غله خرمن مى شد. در کنار هر خرمنى ، یکصد جفت قپان قرار داشت . غله ها را به قیمت معین ، یعنى در برابر هر من شاه ، گندم ، دویست دینار و براى هر من شاه ، جو، یکصد دینار مى گرفتند. در شیراز اوضاع چندان بحرانى شد که کریم خان ، ناگزیر گردید براى حمل غله تعدادى از حیوانات باربر را به تبریز و قزوین و نواحى مختلف آذربایجان اعزام دارد. پس از وارد شدن غله ، به علت سختى راه قیمت ها، بالا رفت و هر من تبریز به 1400 دینار رسید، مشاوران وکیل ، به او توصیه کردند که براى جبران هزینه ها، غله را از قرار هر من هزار و پانصد دینار به مردم به فروشند. در جواب آنان خان زند به صورت طنزآمیزى گفت که در این صورت بهتر است بازار علافى باز کنیم ، زیرا با نرخ فوق ، دیگر کسى نمى تواند غله خریدارى کند، آن گاه بدون چون و چرا دستور دارد که گندم را از قرار هر من تبریز به دویست دینار، جو را یکصد دینار (دو برابر نرخ متداول اصفهان ) به فروشند و مابه التفاوت را از خزانه منظور کنند، بدین ترتیب با پرداخت کمک مالى از سوى دولت قحطى برطرف شد. 

 

زوال دولت زندیه  پس از فوت کریم خان دو جریان شدید و مخالف که هر یک تضعیف دیگرى کمک کرده است در ایران آن زمان مشخص بود.
1 - بلافاصله پس از مرگ کریم خان ، خاندان زند به حدى دچار نفاق و نقار و اختلاف داخلى شدند که اضمحلال و انقراض آن سلسله در صحنه سیاست ایران ، محرز و مسلم گردید. زکى خان خود را در شیراز، پادشاه و جانشین کریم خان اعلام کرد و کلیه فرزندان کریم خان و کلیه بزرگان زند را به قتل رساند. بدین ترتیب حکومت دست به دست مى گشت تا لطفعلى خان که در حقیقت اعلام پایان سلطنت کوتاه خاندان زند و محو نام این خاندان ، از صحنه ى سیاست ایران بود.
دوران حکومت جانشینان کریم خان از بحرانى ترین و هرج و مرج ترین ادوار تاریخ ایران است . شاید سند زیر که از نامه ى کنسول فرانسه در بصره استخراج شده است ، مجسم نماید که شرایط در ایران چگونه بوده است :
سالنامه وقایع این کشور، پر است از توطئه و جنایت و قتل این وقایع تاثرآور به قدرى براى بشر دردناک و دشوار است که حیف است در تاریخ ضبط گردد و بهتر است که هم چنان براى ابد مجهول بماند. از سال 1722 م . تا امروز مى توان بیش از سى پادشاه جبار و ستمگر که به نوبت بر این کشور تیره روز سلطنت کرده و آن را ویران و خراب کرده اند نام برد.
نامه مورخ اول مارس 1781 م . کنسول فرانسه در بصره آرشیو ملى فرانسه - مکاتبات کنسولى ، بغداد، جلد سوم ، نمره 77.
2 - موازى با انحطاط و زوال سریع خاندان زند، قواى روز افزون ایل قاجار آرام و منظم رو به ازدیاد بود. رییس ایل قاجار - آغا محمد خان - که در حیات کریم خان در دربار او زندانى بود، پس از مرگ کریم خان ، از دربار زند گریخت و در همان حال که جانشینان کریم خان وحشیانه یکدیگر را مقتول و مسموم مى کردند وى با شتاب و عجله افراد ایل خود را گرد آورد و با پشتکار و سرسختى به جنگ مرگ و حیات با خاندان زند پرداخت .
آغا محمد خان ، یکى پس از دیگرى ، با علیمراد خان ، جعفر خان و لطفعلى خان جنگید و سرانجام خاندان زند را منقرض کرد و حکومت ایران را قبضه و سلسله قاجار را تاسیس کرد. بدین ترتیب حکومت خاندان زند در حقیقت یک دوره ى تحول موقتى در تاریخ ایران است که بین دو دوره ى بزرگ تاریخ این کشور قرار گرفته . این دو گروه بزرگ عبارتند از، دوره ى سلطنت خاندان صفوى که بیش از دو قرن دوام یافت ، و دوره ى سلطنت خاندان قاجار که نزدیک به یک قرن و نیم ادامه یافت . خاندان قاجار، که با مرگ لطفعلى خان در 1209 هجرى (1795 میلادى ) سلطنت ایران را قبضه کرد تا سال 1304 هجرى در این کشور سلطنت کرد

 

خشایار دریکزاد
باسلام به وب من خوش امدید اسم من خشایار دریکزاد دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی و عاشق تاریخ و وطنم هستم . (خود رو در اینه نظرات دیگران باید دید پس اینه نظراتتون رو دوست داریم)
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :