تمدن ایران زمین

قیام ابومسلم

تاریخ ایران - قیام ابومسلم

 هندوشاه در کتاب تجارب السلف درباره ابومسلم مى نویسد: بعضى گویند ابومسلم از فرزندان بوزرجمهر (بزرگمهر) است ؛ در اصفهان از مادر زاده شد و در کوفه نشات یافت و به ابراهیم الامام بن محمد بن على بن عبدالله بن العباس پیوست و در خدمت او علم فقه بیاموخت ؛ و بعضى گفته اند، او بنده بود و در بندگى به هر جاى افتاد و ابراهیم امام را نظر بر وى آمد. او را به خرید و تربیت فرمود، و این قول مرجوع است و بعضى دیگر گویند از مرو است از ده  ماخال و این قول مصنف ابومسلم نامه است .


موفقیت هاى تردیدناپذیر نهضت ابومسلم در 127 هجرى توجه مروان دوم ، خلیفه اموى را با وجود تمام نگرانى هایى که وى به جهت شورش هاى خوارج در بین النهرین (میان رودان ) و عربستان داشت و یا آشوبى که در نتیجه قیام طرفداران علویان یعنى عبدالله بن معاویه در مغرب ایران به وجود آمده بود، به خود جلب نمود پیروزى هاى ابومسلم در ایران ، پایگاه هاى مهم امویان را از میان برد و آن گاه آخرین پایگاه امویان یعنى شهر کوفه را به تصرف درآورد و بدین ترتیب قسمت عمده عراق کارش یکسره شد و با این پیروزى ها، دولت عباسیان به قیامت ابوالعباس بن سقاح ، در 132 هجرى در کوفه آغاز شد که دوره جدید و مبدا خلافت خاندان عباسى بود خاندانى که پانصد سال در مشرق خلافت را در دست گرفت و امویان را به کلى از میان برداشت . 
استقرار حکومت عباسیان که با خون ایرانیان استوار گردیده بود، آرزوها و امیدهاى توده مردم را در ایجاد یک عدالت اجتماعى تحقق نبخشید. سیاست هاى ضد ملى و ضد بشرى عباسیان خیلى زود ابومسلم و پیروان او را به اشتباهشان آشنا ساخت .
ابومسلم در خراسان از نفوذ بسیارى برخوردار بود، به طورى که طبرى مى نویسد: گروهى از مردان فدایى در اختیار او بودند که به اشاره ى وى حتى از قتل مخفیانه نیز هراسى نداشتند. این عده ابومسلم را تمثال ذات حق مى پنداشتند.  این اوضاع ، باعث شد که عباسیان نسبت به او احساس خطر جدى نمایند. آنان به زودى براى از بین بردن نفوذ او به اقدامات توسل جستند: بدین ترتیب او را با ابو جعفر، به زیارت مکه بفرستند، چه این که این دستورى بود که وى نمى توانست از انجام آن استنکاف ورزد. لذا، او با هشت هزار تن وارد میان رودان شد، ولى در هر حال ابومسلم دیگر از خراسان دور شده بود. (اول رمضان 136 هجرى از خراسان عزیمت کرد). در بازگشت از زیارت خانه خدا، خلبفه سفاح ، وفات یافت . پس از او، ابو جعفر، با لقب منصور، به خلافت دست یافت او در این که ابومسلم را باید از میان بردارد، تردیدى نداشت . 
برتولد اشپولر مى نویسد: اما علت این که ابومسلم هم بدین سادگى به دام افتاد این بود که وى معتقد بود عباسیان که در حقیقت همه چیز خود را به وى مدیونند، لااقل به شخصیت وى احترام خواهند گذاشت اما باید به این واقعیت پى مى برد که در حکومت جدید این گونه رعایت ها و ملاحظات معنى و مفهومى ندارد.
ذکر کشتن ابومسلم در تاریخ گزیده این گونه آمده است :
ابومسلم شمشیرى حمایل داشت ، خلیفه منصور گفت ؛ شنیدم از عمم شمشیرى قیمتى به دست تو افتاده است بنماى ، ابومسلم شمشیر برکشید و به خلیفه داد و گفت : نى ، این دیگرست (خلیفه چون تیغ به دست گرفت ) گفت ، یاد دارى که به من چه ها کردى ؟ در عهد برادرم بر تو سلام کردم ، جواب ندادى ، و بعد از شیعه ى ما، سلیمان بن کثیر را بى گناه بکشتى ، ابومسلم گفت : اى امیر المومنین از آن حق خدمت ها یاد کن که من بر این دولت ثابت کرده ام ، خلیفه گفت : این کارها قوت دولت کرد، نه شوکت و مردى تو و اگر کار به کردار تو بودى بر پشه اى قادر نشدى دست بر دست زد، کسانى که در قفا ایستاده بودند، با ضربه هاى پیاپى او را از پاى درآوردند. 
ابو جعفر پس از زمانى که با لذت بر پیکر بى جان ابومسلم نگاه کرد دستور داد که او را به دجله افکندند. ابو جعفر سپس آن روز را نخستین روز سلطنت خویش خواند و آن را در شمار سه رویداد در زندگى که از بهترین رویدادهاى عمر او بودند آورد. 
با قتل ابومسلم ، این سردار معروف ، وى در نظر بسیارى از ایرانیان ، به صورت اسطوره و وجودى برتر از بشر و نجات دهنده جلوه نمود. بسیارى از گروه ها، به جاودانگى و زنده بودن ابومسلم و به رجعت دوباره او معتقد بودند. دسته اى به نام رزامیه . در مرو، امامت را پس از سفاح ، حق ابومسلم مى شمردند. شعبه اى از ایشان که به ابومسلمیه یا برکوکیه شهرت یافتند. با بیان این نظر که روح خداوند در ابومسلم حلول کرده او را تا حد و مرتبه ى خدایى رسانده و او را از فرشتگان بالاتر مى دانستند.
به هر حال ، اگر یکى از انگیزه هاى قوى قیام ایرانیان را علیه خلفاى عباسى خونخواهى ابومسلم بدانیم ، باید یادآور شد که عواملى دیگر نیز در این خیزش ها دخیل بوده اند. از آن جمله ، به قتل رساندن ابومسلم خلال و خاندان على ، خاندان ایرانى برامکه ، مال اندوزى خلفا، فى المثل در مورد آخر، خلیفه المستکفى ، بیش از چهار میلیون لباس و پوشیدنى گوناگون در دستگاه خود داشت و یا در مورد خزانه هارون الرشید، نوشته اند که او بیش ‍ از نه میلیون دینار ثروت اندوخته بود جز این ها، خوش گذرانى ها و عیاشى هاى خلفا، خشونت و فشار و مصادره اموال مردم انگیزه هاى موجه اى در جنبش هاى گروهى ایجاد مى نمود.