تمدن ایران زمین

دیصانیه

ابن دیصان . پدرش از حکماء شام و مادرش از خاندان اشکانى ها بود. آنان از ایران مهاجرت کرده و در شهر اورهایا اورفا اقامت کردند. ابن دیصان در سال 154 م در شهر ((اورفا)) متولد شد. نام نهر شهر را که ((دیصان )) بود، بر او نهادند. نام پدرش ((نوهاما)) و اسم مادرش ((نهشیرام )) بود. ابن دیصان در کودکى دوست شاهزاده ((ادسا)) پسر ((ماند)) معاصر عیسى بود. ابن دیصان استعداد و دانش بسیارى داشت. زبان سریانى و ارمنى را مى دانست . در سال 179 م مسیحی شد و از مدافعان سرسخت آن گردید. او در برابر اهل بدعت مخصوصا مرقیون ایستاد. دیصان مى گفت : نور فاعل خیر به اختیار است و ظلمت فاعل شر به اضطرار.
ابن دیصان به پنج عنصر اعتقاد داشت :
1- روشنائى در خاور. 2- باد در باختر. 3- آتش در نیمروز جنوب . 4- آب در شمال . 5- تاریکى در ژرفاى گیتى .
گروهى از دیصانیه مى گویند که نور به قصد و اختیار در ظلمت داخل مى شود تا آن را اصلاح نماید، ولى آلوده نمى شود و مى کوشد تا از آن رهائى یابد.
ابن دیصان مى گفت : عیسى از بطن زنى متولد نگردیده ، بلکه بوسیله او زائیده شده است .
برخى از دیصانیه ظلمت را اصل و بنیاد نور مى دانند. نور زنده و حساس ‍ است و دانا، و ظلمت برعکس بى احساس است . لذا از یکدیگر نفرت دارند.

شمعونیّه

پیروان شمعون زرتشتی ، او را پدر بدعت ها خوانده اند. شمعون ابتدا زرتشتی بود و به دست فیلیپس ایمان آورد.
گفته شده که او جادوگرى مى دانست و از مردم سامره بود. مى خواست روح القدس را از رسولان مسیحى بخرد. شمعون در یهودیه فلسطین مظهر خداى پسر و در سامره مظهر خداى پدر و در جاهاى دیگر مظهر روح القدس خوانده مى شد. هدفش از این تبلیغات و ادعاها این بود که جهان را از زنجیر فرشتگانى که بر آن حکومت دارند، آزاد سازد.
شمعون عقیده داشت که خداى واجب الوجود، از عالم ماده بسیار دور است . او در عقیده خود به فرقه گنوسى دو سیته مربوط بود. این گروه مرکب از سى مرد و یک زن بودند که آن سى مرد مظهر روزهاى ماه و زن مظهر خداى ماه بود.
فرقه دو سیته معتقد بود که عیسى داراى جسم مادى نیست . او را روحانى مى دانستند و مصلوب شدن و عروج وى را نیز خیالى مى دانستند.
شمعون مى گفت : خدایان یا چندین خدا وجود دارند که برترین آنها خداوند اکبر و اعظم است و جوهر خداى خدایان نیکى است . پایه نیکى خدا، ((عیسى )) است ، ولى موسى و عیسى خدا را چنانکه باید، نشناخته اند.((یهوه )) تورات خداى نیکوکارى نیست ، به خداى دادگرى است . این خداى نامهربان است و جهان مخلوق او سراسر از نقص و عیب و شر است .
((شمعون )) معتقد بود که مخلوقات را آتش آفریده است .
شمعون خود را مانند ((عیسى ))، طبیب همه دردها مى دانست و مظهر خداى آسمان و حق مطلق مى نامید. او به وجود یک نیروى بى پایان قائل بود و مى گفت : نوشته هاى من از اندیشه نیروى اعظم سرچشمه مى گیرند.

مذهب پروتستان

نهضتى علیه ارتجاع کاتولیک . فشار بیش از اندازه کلیساى کاتولیک و وجود دستورات بسیار سخنگیرانه آن و گرفتن باجهاى کلان از عوام بیچاره ، مسیحى ، باعث گردید که گروهى از روشنفکران از کلیساى روم فاصله بگیرند و راهى جداى از مذاهب کاتولیک و ارتودوکس بجویند.
آنان نخستین جریان معترضى بودند که تاریخ مسیحیت خود مى دید. لوتر رهبر این نهضت در سال 1488 م علیه دکان روحانیت کاتولیک مبنى بر خرید و فروش گناه و بهشت و عفو نامه هاى پدران روحانى آشکارا به اعتراض برخاست . و این مبناى نخستین مذهب پروتستان گردید.


ادامه مطلب
مذهب ارتودوکس

ارتودوکس در لغت یعنى سنتى . در قرن 15 میلادى پس از تجزیه امپراطورى روم به روم شرقى و غربى و وجود دو پاى تخت رم و قسطنطنیه ، در تشکیلات کلیساى کاتولیک نیز تجزیه حاصل آمد. کلیساى شرق که ارتودوکس نام گرفت ، از کلیساى کاتولیک روم جدا شد. در مباحث عقیدتى و مذهبى نیز اختلافاتى حاصل شد که به شرح آن در صفحات گذشته اشاره گردید.
پیروان کلیساى ارتودوکس عقاید: برزخ ، مفهوم بى آلایش ، برائت از گمراهى و عدم امکان اشتباه پاپ را قبول ندارند، کشیشان این فرقه ازدواج مى کنند، مراسم عبادى را به زبان منطقه اى و کشورى که در آن زندگى مى کنند، انجام مى دهند و تقدیس و وحدت مؤ منان با دو قطعه نان معمولى و شراب اجرا مى گردد.


ادامه مطلب
نهضت اصلاح دینى و رنسانس


بی شک اصحاب کلیسا در به وجود آمدن این نهضت نقش مؤثرى داشته اند، (مارتین لوتر) که رهبر نهضت اصلاح دینى در اروپا محسوب مى شود خود روحانى منتقدى بود که در دستگاه اسقف اعظم آلمان اعتبارى پیدا کرده بود. هنگامى که به نمایندگى از طرف کلیساهاى آلمان ، براى ارائه برخى مطالب و شکایات به واتیکان ، یعنى مقر پاپ اعزام مى شود، از مشاهده جلال و جبروت دستگاه پاپ و آن همه تشریفات وریخت وپاش که به دربار پادشاهان شبیه بود، متعجب گردید. او متوجه شد که رقابت شدیدى در دنیاگرایى میان شاه و کلیسا وجود دارد. در نتیجه ،نسبت به تعالیم کلیسا و اساسا دستگاه روحانیت مسیحى ، دچار تردید شد و به فکر اصلاح دین افتاد و خود رهبر مذهبى جدیدو جریانى تحت عنوان (پروتستانتیزم ) در مسیحیت گردید.


ادامه مطلب
تاثیر پذیرى غرب از فرهنگ و تمدن اسلامى

در دوران شکوفایى تمدن اسلامى ، که مغرب زمین اندک اندک به مدد کلیسا و علماء دینى ، از خواب پانصد ساله بیدار مى شود از جهات مختلف ، روى بسوى شرق اسلامى دارد و در تمامى رشته هاى علوم از جمله علوم عقلى ، مسیحیت و به تبع آن اروپا، وامدار فلاسفه و اندیشمندان اسلامى است . چون مسیحیت گرفتار فقر کلامى و فلسفى بود و از حضرت عیسى (ع ) و شاگردان و اصحاب ایشان ، در این زمینه مطالب قابل توجهى باقى نمانده بود و اینکه کلیسا بایستى مانند هر آئینى به پرسشهاى اساسى پیروان خود پاسخ مى داد ، به ناچار درصدد برآمد تا ضعف خود را در فلسفه و کلام با وام گرفتن از اندیشمندان اسلامى جبران کند. زیرا در آن زمان دانشمندان بسیارى در شهرهاى بزرگ ممالک اسلامى به بحث و مطالعه بر روى مسایل فلسفى و کلامى مى پرداختند.


ادامه مطلب
یونان باستان در دوران فلسفه

در دوران فلسفه ، تفکرات و پویش هاى عقلى (غیر ملتزم به وحى ) ظهور کردند و انواع افکار فلسفى بشرى در این عصر شکل گرفت و نسبیت گرایى ، شک گرایى و سوفسطایى گرى رواج پیدا کرد. در مقابل ، براى پاسخگویى به نیاز زمان و رفع هرج و مرج فکرى و فرهنگى موجود، اندیشمندان ، مصلحان و فلاسفه اى همچون سقراط (470 - 399 ق .م ) که با گرایشات حکمت عقلى و دینى ، به دنبال ایجاد یک نظام فکرى نوین بود ظهور کردند. وى با مخالفت سوفسطائیان روبرو شد و محکوم به سرکشیدن جام شوکران شد. علاوه بر سقراط، در این عصر مى توان از (افلاطون ) (427 - 347 ق .م ) نام برد. وى تحت تاءثیر ادیان شرقى و یونان باستان ،نوعى گرایش اشراقى را رواج داد.


ادامه مطلب
یونان باستان دوره میت شناسی

در دوره میت شناسى ، اسطوره ها تقدیس و خدایان پرستش نمى شدند، بلکه مورد تفسیر و تحلیل قرار مى گرفتند و نوعى مبنا و نظام فلسفى به آنها داده مى شد. آثار شاعرانى هم چون (هومر) که اسطوره ها و افسانه هاى مربوطه به میت هاى یونانى را در دو مجموعه به نامهاى (ایلیاد) و (ادیسه ) جمع آورى کرده بود، مورد تحلیل و تفسیر قرار مى گرفت . این دوره نیز چند صباحى بیشتر دوام نیاورد. پس ازآن ، دوران دیگرى آغاز شد که به آن عصر (متافیزیک ) یا (فلسفه ) مى گویند.

یونان باستان دوره میت انگاری

دراین دوره مردم به حقایق غیبىِابدى و ازلى اعتقاد داشتند وبراى هر پدیده اى یک مبداء غیبى به نام (الهه ) یا (ربُّ النوع ) قائل بودند. به عنوان مثال براى آسمان ، زمین ، آب ، باد، جنگ ، صلح ، زیبابى و... هر کدام یک خدا قایل بودند.


ادامه مطلب
مستوفى

حمدالله مستوفى یکى از رجال ادارى ایران در نیمه نخست قرن هشتم هجرى ، یعنى دوره سلطه ایلخانان مغول است . دورانى که تاریخ نگارى در ایران اوج گرفته و آثار متعددى نوشته شده است . تنها برخى از این آثار، بخشى را به حوادث صدر اسلام اختصاص داده اند که در اینجا مرورى بر آنها خواهیم داشت . وى مولف دو اثر پرارج است . نخست کتاب ظفرنامه او به شعر تاریخ عمومى جهان و ایران را از ابتداى آفرینش تا زمان مغول گفته است . از این کتاب نسخه اى در موزه بریتانیا و جاهاى دیگر موجود است .


ادامه مطلب
زکى رومى

شکرالله بن شهاب الدین احمد بن زین الدین زکى رومى ، از رجال سیاسى دوره سلطان مراد عثمانى است . وى مؤ لف کتاب بهجة التواریخ است که آن را در سال 861 تاءلیف کرده است . بخشهاى مختلف کتاب عبارتند از: آفرینش ، تاریخ انبیاء، نسب پیامبر (ص ) شرح حال آن حضرت . خلفا، دوازده امام (ع ) شرح حال شمارى از علما و بزرگان . حکماى اسلام و سلسله هاى اموى ، عباسى ، علوى ، سلجوقى ، و عثمانى . از این کتاب نسخه هاى فراوانى در دست است .

ابن کثیر

سماعیل بن عمر بن کثیر دمشقى شافعى ، از مورخان قرن هشتم هجرى است . پیش ازآن که ابن کثیر بگوییم ، یادآورى دو نکته لازم است . نخست آن که اصولا دانش تاریخ و هم دانشهاى دیگر در این قرن ، بیش از هر نقطه ، در مصر و شامات رشد و نمو داشت . دلیل آن ، حمایت ممالیک از علوم دینى و آرامشى بود که در این دیار حاکم بود. به عکس ، شرق از یک سو گرفتار مغولان وایلخانان و سپس تیموریان شده و از سوى دیگر سخت گرفتار بود. به همین دلیل براى مدتى طولانى از دانش اندوزى به دور افتاد. البته تصوف در مغرب اسلامى هم قوى بود، اما نه به قوت شرق . شمار خانقاه ها در شرق چندین برابر مدارس و مساجد بود. به هر روى در این دوره شاهد پیدایى تاریخ ‌هاى عمومى بزرگى هستیم که در اینجا برخى ازآن هارا معرفى کرده ومى کنیم .


ادامه مطلب
ابن اثیر

ابولحسن على بن ابى الکرم محمد بن حمد شیبانى معروف به ابن اثیر جوزى از مورخان نیمه دوم قرن ششم و ربع قرن هفتم هجرى است . شهرت وى به دو کتاب عظیم او نخست الکامل فى التاریخ و دوم اسد الغابة فى معرفة الصحابة است . جزآن کتاب اللبا فى تهذیب الانساب را نگاشته که تلخیص کتاب الانساب سمعانى است . نیز کتابى با نام الباهر که درباره خاندان زنگیان موصل است .
ابن اثیر در اصل متولد جزیره ابن عمر از منطقه جزیره در شمال رود فرات است که به موصل آمده است . وى همراه دو برادر، نخست مجدالدین صاحب جامع الاصول و دوم ضیاء الدین صاحب المثل السائر فى ادب الکاتب والشاعر که آنها نیز در کار نگارش و تاءلیف بوده اند، شهرت خاصى برخوردار است


ادامه مطلب
شیخ مفید

ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان بغدادى از عالمان برجسته شیعه در نیمه دوم قرن چهارم و دهه نخست قرن پنجم هجرى است . وى متکلم ، فقیه و مورخ است و در هر زمینه آثار ارجمندى از خود به یادگار گذاشته است . وى عالمى است که زندگیش را در راه راهبرى شیعه و مناظره و مقابله با فرقه هاى مدعى دربرابر شیعه گذشته و نوع نگاه و نگارش وى از این زاویه است .


ادامه مطلب
ابولفرج اصفهانى

ابولفرج على بن الحسین بن هیثم قرشى اموى ازنسل هشام بن عبد الملک ، یکى از برجسته ترین مولفان مسلمان در ثبت تاریخ ادب عربى و نگارش ‍ موارد تاریخى مهم در تاریخ فرهنگ در تمدن اسلامى است . ابن ندیم که خود از معاصران اوست ،از وى یاد کرده و از برخى آثارش نام برده است .اثر تاریخى محض او مقاتل الطالبیین است . اما وى کتاب الاغانى نیز که شرح حال شاعران و آوازه خوانان است ، سرشار از نقل هاى تاریخى حوادث صدر اسلام است . در آنجا، به مجرد آن که نام بزرگى سوژه سخن مى شود، شرحى تاریخى از حوادثى که پیرامون وى رخ داده و او در آنها مشارکتى داشته آمده است . کتاب اغانى یکى از بهترین آثارى است که از قرون نخست هجرى در فرهنگ مکتوب اسلامى برجاى مانده و از نظر ادبى و تاریخ ادب عربى ، قابل مقایسه با هیچ اثر دیگرى نیست .


ادامه مطلب
قدّامة بن جعفر

قدامة بن جعفر بن قدامه از مورخان قرن چهارم هجرى است . ابن ندیم نوشته است که جدى وى نصرانى بود که به دست المکتفى عیاسى مسلمان شد. وى از بلغا و فصحا وفلاسفه و منطقدان است . برخى از کتابهاى او عبارتند از کتاب الخراج ، کتاب السیاسه و...  مسعودى در مقدمه مروج الذهب ، از وى ستایش شایسته اى کرده و نوشته است که او خوش تاءلیف است و با عبارات کوتاه معانى بلندى را عرضه مى کند. براى نمونه ، به کتاب زهر الربیع و کتاب الخراج او نگاه کن تا درستى سخن مارا دریابى .


ادامه مطلب
محمد بن جریر طبرى

ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید طبرى ازمورخان نامى دوران اسلامى است . کار عمده او در فقه بوده اما دو اثر مشهور اویکى در دانش تفسیر و با نام جامع البیان و دیگرى دانش تاریخ با نام تاریخ الرسل و الامم والملوک شهرت بسزایى برایش به ارمغان آورده است . او بنیانگذار مذهب فقهى خاصى است که پیروانى نیز تا یک قرن پس از خود داشته است .اثر قابل ملاحظه فقهى و روایى وى که آن را تمام گذاشته عنوان تهذیب الاثار (درشش جلد) دار که در گذر زمان برجاى مانده است .


ادامه مطلب
خلیفة بن خیاط

خلیفة بن خیاط معروف به شباب عصفرى از مورخان مهم قرن سوم هجرى است که ابن کثیر از وى با عنوان من ائمة التاریخ یاد کرده است .وى نیز درست بمانند ابن سعد در زمانى بوده که درگیر ماجراى المحنه ویا سختگیرى معتزله ودر راءس همه مامون بر دیگران در باب خلق قرآن شده است .ابن ندیم از وى یاد کرده و پنج کتاب براى وى برشمرده است . نخست کتاب الطبقات . دوم کتاب التاریخ . سوم کتاب طبقات القراء. چهارم کتاب تاریخ الزمنى والعرجان والمرضى والعمیان و درنهایت کتاب اجزاء القرآن .تا آنجا که آگاهیم تنها دو کتاب تاریخ و طبقات او به دست ما رسیده و چاپ شده است .


ادامه مطلب
ابولحسن مداینى

على بن محمد بن عبدالله بن ابى سیف مداینى (از موالى سمرة بن جندب ) در بصره به دنیاآمد. پس از آن به مدائن رفت و در بغداد در سن 92 سالگى در خانه دوستش اسحاق موصلى در گذشت . وى از معدود مورخانى است که مورد اعتماد اهل سنت واقع شده واین امر شک خاصى نسبت به او برانگیخته است .یحیى بن معین و خطیب بغدادى وى را موثق دانسته اند. یحیى بن معین به احمد بن زهیر توصیه مى کرد که کتاب هاى مدائنى را بنویسد. این در حالى است که اوروایت مسند از او آورده است .


ادامه مطلب
ابوعبیده معمر بن مثنى

ابوعبیده از دیگر چهره هاى برجسته اى است که تک نگارى هاى فراوان او، تغذیه کننده آثار بزرگى است که از قرن سوم به بعد تالیف شده است .جاحظ از وى ستایش کرده است . وى فردى شعوبى مسلک بوده و به این دلیل ، یا ازآن روى که تمایلى به خوارج داشته ، مورد اعتناى مردم نبوده است . گفته شده که در تشییع جنازه وى احدى شرکت نکرد!


ادامه مطلب
هیثم بن عدى

ابوعبدالرحمان بن عدى از مورخان نیمه دوم قرن دوم هجرى است که گرچه به صورت مستقل چیزى از وى برجاى نمانده اما تقریبا بیشتر مورخان قرن سوم و چهارم از آثار وى استفاده کرده اند؛ به طورى که نام وى در بیشتر مآخذ دوره پس از او آمده است . ابن ندیم از وى با عبارت عالم بالعشر والاخبار والمثاب والمناقب والمآثر و الانساب یاد کرده است . وى میانه و نسل تک نگار و تاریخ عمومى نویس است و به همین دلیل ، در آثار وى ، هم تک نگاریهایى مانندآثار ابو مخنف و مدائنى هست وهم تاریخ عمومى . وى در انواع و اقسام مباحث تاریخى و نسبى ، رساله و کتاب نوشته و تنوع موضوعات مورد علاقه وى که حوزه تاریخ نگارى آن دوره را آشکار مى کند، بسیار گسترده است .


ادامه مطلب
هشام بن محمد کلبى

هشام بن محمد بن سائب بن بشر بن عمرو کلبى در شمار بزرگترین مورخان دوره اسلامى است . پدر وى محمد بن سائب بن بشر کلبى نیز از عالمان بنام زمان خویش بوده و فرزند، از میراث علمى پدر فراوان بهره برده است . ابن سعد نوشته است که جد وى بشربن عمرو وفرزندانش سائب و عبید وعبدالرحمان درجنگ جمل در کنار على (ع ) مى جنگیدند.


ادامه مطلب
نصر بن مزاحم منقرى

نصر بن مزاحم منقرى از مورخان اخبارى نیمه دوم قرن دوم هجرى است . وى از نسل تک نگارانى است که از روى علائق شیعى خود، به کار جمع آورى اخبار مربوط به جریانهاى شیعى عراق پرداخته است . ابن ندیم از وى یاد کرده ،اورا از طبقه ابومخنف دانسته و نوشته است که وى عطار بوده است .


ادامه مطلب
ابومخنف

لوط بن یحیى بن سعید بن مخنف بن سلیم ازدى از مورخان به نام قرن دوم هجرى است .گرایش شیعى اوتاءیید شده و به همین دلیل ، اصحاب حدیث اورا متروک دانسته اند. ابن حبان نوشته است : او را فضى بود و صحابه را دشنام مى داد . ابن عدى نوشته است که او شیعى افراطى بود.


ادامه مطلب
تاریخنگارى میان مسلمانان

 تاریخنگارى میان مسلمانان ، سنتى نیرومند، پویا وفراگیر بوده است . این دانش تحت تاءثیر ایام العرب جاهلى ، قصص قرآنى و دانش ‍ حدیث به سرعت رشد کرد و ترکیبى از روشهاى رایج در سه دانش پیشگفته را براى بیان رخدادهاى تاریخى برگزید. تاریخ در بخشى از نوشته ها در قالب حدیث رشد کرده و در مواردى بدون مراعات شیوه حدیثى ، نقلها بدون یاد از سند عرضه کرد.


ادامه مطلب
سرنوشت بابک خرم دین

مسعودى گوید:
در کتاب اخبار بغداد دیدم که وقتى بابک را جلو معتصم بداشتند، مدت زمانى با او نگفت و سپس گفت :
- بابک توئى ؟!
گفت :بله ، من بابکم .
نام بابک ، حسن و نام بردارش عبدالله بود. معتصم گفت : او را برهنه کنید!
خدمه ، همه زینت از او بر گرفتند و دست راستش را ببریدند و به صورتش ‍ زدند. دست چپش را نیز بریدند. پس از آن پاهایش را بریدند و او در سفره چرمین میان خون خویش مى غلطید. وى پیش از آن سخن بسیار گفته و اموال فراوان عرضه داشته بود. اما به سخنش توجهى نشده بود. آن گاه بنا کرد با باقیمانده ساق دستهایش به صورت خود مى زد. معتصم گفت به شمشیردار:
- شمشیر را میان دو دنده اش زیر قلب فرو کن تا بیشتر رنج بکشد.
شمشیردار چنین کرد. آنگاه بگفت تا زبان او را ببریدند و اعضاى بریده او را با پیکرش بیاویختند. سر او را نیز به مدینه السلام فرستادند و روى پل نصف کردند و پس از آن به خراسان فرستادند و در همه شهرها و ولایتهاى آن جا بگردانیدند. زیرا اهمیت و عظمت کار وى و کثرت سپاهش که نزدیک بود خلافت را از پیش بردارد و مسلمانى را تغییر دهد، در دلها سخت نفوذ کرده بود و برادرش عبدالله را نیز با شتر به مدینه السلام بردند و اسحق بن ابراهیم امیر آنجا با وى همان کرد که با برادرش در سامره کرده بودند. جثه بابک را بر چوبى بلند در اقصاى سامره بیاویختند که محل آن تاکنون معروف و بنام جثه بابک معروف است .

.

ساکنین بین النهرین و آئین ها و تمدن کهن آن اقوام

بین النهرین یکى از مناطق پرسابقه و کهن آسیاى غربى یا خاورمیانه است که مرکز ادیان گوناگون جهان بوده است . این ادیان با یکدیگر شباهت و هم رنگى بسیار داشته و این آئین ها تحت نفوذ یکدیگر بوده اند. این منطقه از قدیم مکان و محل برخورد بومیان و هند و اروپائیان و سامانیان بوده است . معمولا بابلیان و آسوریان ((سامیان شمالى )) نام دارند. و فنیقیان و فلسطینیان و اسرائیلیان را سامیان غربى گویند و حبشیان و اعراب سامیان جنوبى را تشکیل مى دهند. و ما اینک در اینجا ابتداء به معرفى آئین سومریان پرتمدن مى پردازیم . آنگاه از جانشینان آنان یعنى آشوریان و بابلیان سخن به میان خواهیم آورد. و سپس از ادیان حتى ها و فروکیان که وارث آثار پیشینیان مى باشند، گفت و گو مى کنیم . و خلاصه اینکه بابیان آئین فنیقیان این بحث را به پایان مى رسانیم .
کشورى که در میان دو شط دجله و فرات قرار گرفته است ، از پر سابقه ترین سکونت گاه هاى نوع انسان بشمار مى آید. و از جهت قدمت تاریخى آن را هم عهد مصر قدیم گفته اند.
این سرزمین از سه هزار سال پیش از ((م )) تا حدود 500 سال قبل از ((م )) که ضمیمه ایران شد، چندین دولت پرقدرت و بزرگ بر آن حکومت کردند. آنان نفوذ آئین و تمدن و علوم خود را گسترده ، بر اقوام خلف تحمیل کردند. در آن زمان در شمال قسمت سومر تا عرض ‍ جغرافیائى بغداد کشور ((اکد)) شمرده مى شد و شهر بابل در آنجا قرار داشت . اکدیان که مردمى از نژاد سامى بودند، در حدود 2700 پیش از میلاد بر دولت سومرى پیروز شدند. نخستین پادشاه ((اکدیان )) شخصى بنام سارگون بود. سارگون سلطانى پرقدرت و با توان بود که توانسته بود قسمتى از مغرب ایران و شامات را به تصرف خود درآورد و آن را به کشور خود ملحق سازد. به فرمان ((سارگون )) رجال علمى کشور نوشته هاى دینى و اصول جادوئى و ساحرى و آثار علمى را مدون نمودند و در معبدى بایگانى کردند. در حدود 2500 سال قبل از میلاد دوباره سومریان به قدرت رسیدند و با اکدیان هم آهنگ شدند. رقیب بزرگى در این میان براى آنان بود که موسوم به دولت عیلام بود که در خوزستان و قسمتى از لرستان واقع و پایتخت آن شوش بود. مکرر در مکرر میان عیلام و آن دولت جنگ رخ مى داد گاهى عیلام جزو متصرفات آنان مى شد و زمانى عیلام بر دشمن پیروز مى گردید.
تا اینکه در سال 2115 پیش از ((م )) ریم سین پادشاه پرقدرت خوزستان دو دولت سومر و اکد را برانداخت بطوریکه دیگر آنان استقلال خود را براى همیشه از دست دادند و قومیت آنان در میان دیگر طوائف منحل شد. سرانجام مردم آن کشور باطراف فرار کردند. گروهى به فنیقیه رهسپار شدند و بلاد آنجا را بنا کردند. و گروهى که پرستنده خداى آشور بودند به شمال بین النهرین کوچ نمودند و اساس و شالوده دولت آشور را ریختند.
مردم بین النهرین از اعتقادات و دین دارى بدور نبودند ولى نظر به افزایش ‍ ثروت و سکنه و اختلاط نژادها و تصادم عقاید گوناگون مردم بابل در اواخر از حیث اخلاق و دیانت در مرتبه نازلى قرار گرفتند. و از طرف دیگر ایمان به خدایان متعدد و اعتقاد به سحر و جادو و فسق و فحشا باعث گردید که بابل با آن عظمت در برابر حمله ایرانیان خجل و سرافکنده شود.
مردم بابل ((مردوک )) را بعنوان خداى بزرگ شناخته بودند و چون کورش پادشاه ایران وارد بابل شد، روحانیون از وى استقبال نمودند و کورش براى خداى مردم بابل مردوک احترام فراوان در نظر گرفت .
کورش چون داخل شهر شد، در معابد خدایان بسیار دید. روحانیون به کورش گفتند این خدایان مربوط به شهرهاى بابل است که یکى از پادشاهان کشور بابل آنان را به مرکز انتقال داده است . کورش دستور داد تا هر یک از آنان را به شهر خودش ببرند. این عمل باعث خوشنودى مردم شهرهاى بابل گردید و مردم علاقه فراوانى به کورش پیدا کردند.
غیر از اعتقاد به خداى مردوک ، در بابل ادیان و آئین هایى دیگر نیز وجود داشته است .

تاریخ اسلام و مبداء آن

ابن عساکر مى گوید: رسول اکرم (ص ) در روز ورود به مدینه (ربیع الاول ) امر به نوشتن تاریخ فرمودند.
یعقوب بن سفیان  مى گوید: نگارش تاریخ در اسلام از روز ورود پیامبر (ص ) به مدینه است . ابن عساکر این قول را تائید مى کند و مى افزاید که مشهور است که عمر بن خطاب  دستور نگارش تاریخ را داده است .
سیوطى با ارائه سندى مى گوید: هنگامى که پیامبر (ص ) به نصاراى نجران نامه اى نوشتند، بر اساس تاریخ هجرى نوشتند و به على  (ع ) دستور دادند که تاریخ نامه را بنویسند و ایشان هم سال پنجم هجرى را مبداء تاریخ قرار داده و نوشتند. و این نشان مى دهد که عمر بن خطاب  در تعیین مبداء تاریخ دخالتى نداشته است .
بخارى مى گوید: عمر پرسید تاریخ را از چه زمانى بنویسم ؟ براى این کار مهاجرین را گرد آورد. على علیه السلام به او گفت : تاریخ را از روز هجرت پیامبر (ص ) بنویس . در همین رابطه ابن عساکر مى نویسد: ابو موسى الشعرى به عمر نامه اى نوشت که نامه هاى تو تاریخ ندارد، پس تاریخ بگذار. عمر در این باره با افرادى مشورت کرد. بعضى گفتند: بر اساس بعثت پیامبر (ص ) و برخى گفتند: بر اساس وفات رسول خدا (ص ). عمر گفت : نه ، بر اساس هجرت ایشان تاریخ را مى نویسم .
بخارى مى گوید: قراردادى به دست عمر دادند که تاریخ آن ماه شعبان بود. عمر گفت : کدام شعبان ، اینکه در آنیم یا آنکه گذشته و یا آنکه هنور نیامده است ؟ سپس عمر به اصحاب پیامبر گفت : چیزى را براى مردم قرار دهید که با آن تاریخ را بدانند. بعضى از یاران گفتند: بر اساس تاریخ روم بنویسید. عمر گفت : تاریخ روم طولانى است ، زیرا آن تاریخ از عصر ذوالقرنین آغاز شده است . برخى گفتند: بر اساس تاریخ پارسیان باشد. عمر گفت : پارسیان نیز هر پادشاهى از آنان که به سلطنت مى رسد، تاریخ پیشین را فرو مى افکنند. آنگاه نظر همگى بر آن قرار گرفت که تاریخ را بر اساس ‍ هجرت  که ده سال از آن زمان مى گذشت ، بنویسند. لذا بر اساس ‍ هجرت رسول اکرم ، مبداء تاریخ اسلام تعیین شد که تا این زمان باقى و استوار است . در این میان آنچه مهم است ، بنیان تاریخ است که بر گامهاى استوار انسان بنا نهاده شده ؛ یعنى که انسان علت غائى تاریخ است . و چنین مى نماید که تاریخ به مثابه یک کل حقیقى است که ادیان و مذاهب و عقاید و آراء بشرى علت فاعلى آن هستند، چرا که بخشى از حوادث خاستگاهى فکرى عقیدتى دارند که طبعا براى شناخت آن حوادث باید مصدر آن را شناخت و این مهم مستلزم یک کار تحلیلى است و نه نقلى .

مبداء تاریخ

نظر دانشمندان اسلامى

ابن خیشمه مى گوید ((چون آدم از بهشت هبوط کرد و فرزندانش در زمین پراکنده شدند، این جریان مبداء تاریخ بود... تا آنگاه که خداوند نوح را به رسالت مبعوث کرد، پس مردم مبداء تاریخ را بعثت نوح قرار دادند... و پس ‍ از طوفان نوح تا آتش ابراهیم ، مبداء تاریخ طوفان نوح بود... و فرزندان اسحاق مبداء تاریخ را از آتش ابراهیم تا بعثت یوسف و از بعثت یوسف تا بعثت موسى و از بعثت موسى تا بعثت سرورمان رسول اکرم که درود خدا بر او باد، گرفتند. و اما فرزندان اسماعیل ، مبداء تاریخ را از به آتش افکندن ابراهیم تا بناى کعبه تا آنگاه که پراکنده شدند، گرفتند. از آن پس ، هر کسى از آن قوم که از تهامه بیرون مى رفت ، آن را مبداء تاریخ مى گرفتند تا که لوئى بمرد.
از مرگ لوئى تا حادثه اصحاب فیل ، مبداء تاریخ مرگ لوئى بود. و از حادثه فیل به بعد تا قبل از هجرت پیامبر اسلام (ص )، مبداء تاریخ عام الفیل بود. تا آنکه مبداء تاریخ را هجرت رسول اکرم (ص ) از مکه به مدینه گرفتند.))

جغرافیای ایران

فلات ایران که محدوده ى طبیعى و پهنه ى بزرگ رویدادهاى تاریخ اقتصادى - اجتماعى ایران و مرکز فعالیت قوم ایرانى بوده است ، از شرق و غرب بین دره ى سند و سرزمین میان رودان (بین النهرین ) و از طرف شمال ، بین ترکمنستان و دریاى خزر و ماوراى قفقاز و آمو دریا (رود جیحون )، از طرف جنوب ، به خلیج فارس و دریاى عمان منتهى مى گردد که مجموعا حدود 2/600/000 کیلومتر مربع مساحت آن مى باشد که قریب 63 یا1/648/000 کیلومتر مربع آن ، مساحت ایران کنونى است .


ادامه مطلب
مهاجرت طوایف آریایى هند و ایرانى

تاریخ ایران - مهاجرت طوایف آریایى هند و ایرانى

مهاجرت طوایف آریایى هند و ایرانى بنا به نوشته محققین دست کم از حدود دو هزار سال ق .م . انجام گرفته است ، این طوایف از دیگر طوایف آریایى جدا شده و از میهن مشترک و اصلى خود که به نظر بیش تر صاحب نظران در منطقه وسیعى از شمال ناحیه اى میان دریاچه ى آرال و دریاى سیاه واقع شده بود کوچ کردند و به سوى فلات پهناور ایران و سرزمین هند روى آوردند ماکس مولر، موطن آریاها را آسیاى مرکزى مى داند و هاکسلى انگلیسى آن را منطقه اى وسیع بین دریاچه آرال و دریاى شمال معرفى مى نماید.


ادامه مطلب
عصر اوستایى

تاریخ ایران - عصر اوستایى

پس از عصر ودایى ، در حدود هزار سال ق .م . دوره اى مى آید که آن را به نام کتاب اوستا دوره یا عصر اوستایى مى نامند. اوستا منسوب به زرتشت بوده و تنها سندى است که از آن عصر باقى مانده است زندگانى زرتشت خود از مهم ترین پدیده هاى این دوران است و کتاب او - اوستا - آیینه تمام نماى وضعیت آریائى ها در این دوره است .
زندگانى زرتشت  زرتشت که نام خانوادگى او اسپیتمه (در زبان پهلوى اسپیتمان یا سپنتمان شده است ) پیغمبر بزرگ آریایى ، در آغاز یکى از ریشى هاى عصر ودایى به شمار مى رفت . 


ادامه مطلب
عیلامیان

تاریخ ایران - عیلامیان

عیلامیان جهان را پر از ارواح مى دانستند و خداى بزرگ خود را شوشیناک مى نامیدند اما اجراى مراسم دینى مربوط به این خدا، فقط به پادشاهان و کاهنان اختصاص داشت . مکان این خداى بزرگ در محل متبرکى از جنگل بود.
در کتاب تاریخ تمدن عیلام آمده است :
مذهب عیلام در تمام دوران ها جنبه ى جادوئى داشت ، و چنان بود که حتى آشوریان خونسرد را تحت تاثیر قرار مى داد، به عبارت دیگر براى سرزمین هاى میان رودان ، عیلام همیشه سرزمین ساحران و شیاطین بوده است .
و در ادامه آمده است :
در اعصار جدیدتر، بى نى گیر با عنوان فرمانرواى آسمان توصیف شده و در بسیارى موارد در میان مردم عادى به صورت نام هاى شخصى متجلى مى گردد. در یک جا نیز نام او به یک شاهزاده خانم دوران عیلام میانى در زمان پادشاهى شیلهک - این شوشینیک نسبت داده شده است . این شاهزاده خانم را اوتو - ا - هى هى - بى نى گیر مى خواندند
به هر حال تمام شواهد حاکى از آن است که وى الهه بزرگ مادر عیلامیان بوده است . به همین دلیل بوده که برخى از دانشمندان ، بى نى گیر را همان الهه ى کیریش مى دانند. شاید هم کیریش ، صرفا لقبى براى بى نى گیر بوده است .

هخامنشیان

تاریخ ایران - هخامنشیان

از پارسیان اول بار در قرن نهم ق .م . و در منابع آشورى یاد شده است . در اواخر قرن هشتم ق .م . پارسیان حکومت خود را در پارسوماش پایه گذارى و کمى بعد شروع به نفوذ خاک و حکومت عیلام نمودند. چنین به نظر مى رسد که پارسیان در ابتدا اتحادى قبیله اى تشکیل داده بودند که در راس ‍ آن امیرى از خاندان هخامنشى قرار داشته است . 
حدود جغرافیایى:بنا بر نوشته ى گریشمن قبایل اولیه پارس در محدوده کوهستان بختیارى ، در چهل کیلومترى شوشتر سکونت داشته اند. کوروش دوم ، اولین امپراتور هخامنشى - در منشور خود (در بابل ) خود را فرزند کمبوجیه ، نوه کوروش ‍ و نواده چپش پیش ، فرمانرواى انزان معرفى مى کند. کوروش اول معاصر با آشور بانیپال پادشاه آشور بود و در حدود 670 ق .م . بر قبایل پارسى فرمانروایى مى کرد. چپش پیش ، کوروش اول ، کمبوجیه اول و هم چنین کوروش دوم ، در آغاز فرمانروایى خود در سرزمین عیلامى انزان و پارس ‍ حکومت داشته اند و پس از گشودن انزان خود را شاه انزان نامیدند.


ادامه مطلب
سلوکیان

تاریخ ایران - سلوکیان

با شکست داریوش سوم به دست اسکندر مقدونى در 320 ق .م . و استقرار دولت یونانى - سلوکیان 312 تا 62 ق .م . - یکى از مهم ترین وقایع تاریخى آن زمان در خاور نزدیک ، در این بخش از جهان روى داده و به تعبیرى انقراض امپراتورى هخامنشى ، پایان تاریخ باستان و آغاز دوران تازه اى است که در آن فرهنگى مادى که آن را فرهنگى هلنى مى نامند بر جهان چیره گشت . از نظر تاریخ ایران ، اسکندر سبب پایان یافتن دورانى بزرگ و آغاز فرمانروایى بیگانه و چندگانگى در کشور بود. 
با سقوط امپراتورى هخامنشى ، دوران جدیدى در زندگى اقتصادى و اجتماعى مردم ایران آغاز گردید، بدین ترتیب که روش نوینى که آمیزه اى از تاثیر عنصر یونانى و میراث تمدن هخامنشى بود برقرار گردید.


ادامه مطلب
اشکانیان

تاریخ ایران - اشکانیان

تسلط یونانیان و مقدونیان بر فلات ایران نمى توانست براى مدت بسیار طولانى تداوم یابد، زیرا على رغم کوشش شخص اسکندر و سیاست مقدونى کردن شرق که از طرف جانشینان وى تعقیب مى گردید، بسیارى از مردم ایران نسبت به آنان بیگانه ماندند و حکومت سلوکیان در این مملکت فاقد یک شالوده ملى بود.
اصولا روش اقتصادى و ادارى غیر متمرکز و پراکنده سلوکیان عدم توانایى آنان به بسط قدرتشان در قسمت هاى مختلف امپراتورى ، خود عامل تحریک و تشویق تمایلات استقلال طلبانه حکام و فرمانروایان محلى بود.


ادامه مطلب
ساسانی

تاریخ ایران - ساسانی

طغیان ایرانیان جنوب به رهبرى خاندان ساسان که منجر به از بین رفتن تسلط  پارتیان و تشکیل شاهنشاهى نوین با روش و راه و رسم تازه گردید، آخرین مرحله تکامل یک دوره ى تحول طولانى ، در راه ایجاد تمدنى کاملا ایرانى شد.
ایوانف در کتاب تاریخ ایران باستان ، درباره به قدرت رسیدن خاندان ساسان مى نویسد:
در پارس ، قلمروهاى کوچک ترى نیز بوده است . فرمانرواى یکى از این قلمروها، بابک از خاندان ساسان که زمانى کاهن معبد آناهیتا در پارس ‍ بود، در سال 208 ، 209 حکومت شاهى را تصاحب کرد و گوچهر، را از سریر فرمانروایى بزیر کشید و کشت .


ادامه مطلب
ورود اسلام

تاریخ ایران - ورود اسلام

ورود اسلام به ایران باعث تحولات عمیق سیاسى و اجتماعى گردید ولى به این معنى نبود که کاملا فرهنگ خود را از دست بدهد، بلکه با حفظ آن و جذب اسلام ، توانست فرهنگ مخلوط اسلامى - ایرانى به وجود آورد به هر حال ورود اسلام به ایران توانست که :


ادامه مطلب
قیام ابومسلم

تاریخ ایران - قیام ابومسلم

 هندوشاه در کتاب تجارب السلف درباره ابومسلم مى نویسد: بعضى گویند ابومسلم از فرزندان بوزرجمهر (بزرگمهر) است ؛ در اصفهان از مادر زاده شد و در کوفه نشات یافت و به ابراهیم الامام بن محمد بن على بن عبدالله بن العباس پیوست و در خدمت او علم فقه بیاموخت ؛ و بعضى گفته اند، او بنده بود و در بندگى به هر جاى افتاد و ابراهیم امام را نظر بر وى آمد. او را به خرید و تربیت فرمود، و این قول مرجوع است و بعضى دیگر گویند از مرو است از ده  ماخال و این قول مصنف ابومسلم نامه است .


ادامه مطلب
عباسیان

تاریخ ایران - عباسیان

خلافت عباسیان دوره ى تازه اى را در تاریخ اسلام گشود و بحق ، دولت ، خوانده شد. کوفه ابوالعباس فاتحان و مهاجران قدیم عرب بودند و از اعراب یمانى در بین آنان فراوان بود، البته همسایگان مساعد و قابل اعتمادى براى این دولت - که اسم اش عربى عربى ولى در واقع ایرانى و خراسانى بود - به شمار نمى آمدند؛ خاصه که تمایلات شیعى و علاقه به خاندان على (ع ) نیز در قلوب اهل شهر و حتى در بین قبایل مجاور، ریشه یى قوى داشت و هر وقت یک علوى - اگرچه در خارج از کوفه - سر به شورش بر مى داشت انتظار مى رفت که در کوفه کسانى به یارى او برخیزند.
از این رو، اهل کوفه براى خلیفه ى عباسى نیز - چنان که براى خلفاى اموى - مزاحم و آشوبگر و فتنه جوى و ناراضى مى نمودند، و اگرچه در دعوى و سخن دلیرتر بودند تا در کار و اقدام ، لیکن به هر حال ، غالبا هر جا فتنه اى برمى خاست دست آنان در آن فتنه دیده مى شد.


ادامه مطلب
طاهریان

تاریخ ایران - طاهریان

با ظهور طاهر بن حسین ، ملقب به ذوالیمینین و ایجاد حکومت موروثى طاهریان در خراسان آرزوى دیرینه ایرانیان در تحصیل استقلال تا حدى فراهم آمد، نخستین ضربه واقعى به امپراتورى عرب در ایران وارد گردید. طاهر، یکى از ایرانیان خراسان بود که چون مامون به سال 194 هجرى مخالفت خود را نسبت به امین آشکار کرد با وى همداستان شد و به سردارى سپاه وى در چند جنگ سرداران امین را شکست داد و بغداد را محاصره و تسخیر نمود و امین را کشت و از این زمان است که حکومت ممالک اسلامى به دست خراسانیان افتاد


ادامه مطلب
صفاریان

تاریخ ایران - صفاریان

با ظهور طاهر بن حسین ، ملقب به ذوالیمینین و ایجاد حکومت موروثى طاهریان در خراسان آرزوى دیرینه ایرانیان در تحصیل استقلال تا حدى فراهم آمد، نخستین ضربه واقعى به امپراتورى عرب در ایران وارد گردید. طاهر، یکى از ایرانیان خراسان بود که چون مامون به سال 194 هجرى مخالفت خود را نسبت به امین آشکار کرد با وى همداستان شد و به سردارى سپاه وى در چند جنگ سرداران امین را شکست داد و بغداد را محاصره و تسخیر نمود و امین را کشت و از این زمان است که حکومت ممالک اسلامى به دست خراسانیان افتاد.


ادامه مطلب
سامانیان

تاریخ ایران - سامانیان

پس از حکومت هاى طاهریان ، و صفاریان دولت سامانى ، سومین دولت بالنسبه مقتدرى است که در ایران ظهور کرد. در مدتى کوتاه منطقه ماوراء النهر، سیستان ، خراسان را به حیطه ى قدرت خود افزود. در این دوره ، شاهنشاهان سامانى ، نه تنها باعث وحدت بخشیدن حیات سیاسى کشور شدند، بلکه عامل رونق علم و هنر و شعر و فرهنگ شدند.


ادامه مطلب
غزنویان

تاریخ ایران - غزنویان

پراکندگى نظام اجتماعى از یک سو، وجود خلاء قدرت سیاسى در ایران از سوى دیگر و هم چنین ، تضاد و اختلاف خاندان هاى حاکمه و عدم توانایى آنان ، جهت پرکردن این خلاء و ایجاد یگانگى ملى ، عامل عمده اى براى زمینه سازى تسلط سلسله هاى غیر ایرانى بوده است .
ترکان نمونه عالى استحاله اى هستند که در حکومت سامانیان خدمت سربازى مى نمودند در جوانى و در سنین انعطاف پذیر به عالم اسلام آورده شدند، در محیط گستره تمدن اسلامى غوطه خوردند و در این محیط به مقام عالى رسیدند و مجبور شدند با پیجیدگى هاى زندگى سیاسى و ادارى آن خود را هماهنگ سازند. دیرى نپایید که دین و فرهنگ نوین ، میان این مردم و بیابانى که در پشت سر داشتند، جدایى افکند اما قابل توجه است ، که گرچه در آغاز، در عصر حکومت سامانى ، از اصل خود جدا افتادند، اما به سرعت خود را با عالم ایرانى محیط خود تطبیق دادند .
محمود غزنوی ، که فرد شاخص عرصه ى سیاست ایران گردیده بود، ابتدا سعى در تصرف و توسعه دولت خویش نمود . چنانچه سرزمین هاى خراسان ، طبرستان ، سیستان و افغانستان کنونى را به قلمرو دولت غزنویان درآورد.


ادامه مطلب
آل بویه

تاریخ ایران - آل بویه

تلاش هاى مکرر و پیاپى نهضت هاى مختلف ایرانى ، براى تصرف بغداد و تسلط بر مرکز خلافت عباسى ، پس از ناکامى هاى مکرر، بالاخره به سال 324 هجرى به وسیله جنبش نوین استقلال طلبى ایران به رهبرى خاندان آل بویه با موفقیت همراه گردید.
آل بویه که مانند بسیارى از مدعیان استقلال و فرمانروایى بر ایران ، خود را از نواده ساسانیان مى دانستند - منتسب به طبقه ماهیگیران و از مردم گیلان بودند


ادامه مطلب
سلجوقیان

تاریخ ایران - سلجوقیان

یکى از پیامدهاى مهم روى کار آمدن ترکان سلجوقى، تجزیه و از بین رفتن حکومت هاى مستقل و نیمه مستقل و بقایاى شاهزاده نشین هاى محلى و تشکیل امپراتورى نوین در قسمت عمده اى از فلات ایران بوده است . چنان چه مى دانیم ، بعد از زوال قدرت غزنویان ، طغرل بیک - امیر ترکان سلجوقى ، با سرنگون ساختن ملک رحیم ، آخرین امیر آل بویه ، در بغداد، نفوذ خود را از ماوراء النهر و خراسان تا میان رودان ، گسترش داد. طغرل ، براى تحکیم اساس حکومت خود و تلفیق حکومت سیاسى و نظامى ، با عنصر معنوى و مذهبى و با شناسایى خلیفه ، به عنوان رییس ‍ روحانى و تجلیل از وى ، موفق به جلب پشتیبانى او و دریافت لقب سلطان شرق و غرب از خلیفه ، القائم به امرالله گردید.


ادامه مطلب
خوارزمشاهیان

 تاریخ ایران - خوارزمشاهیان

از جمله دولت هایى که به واسطه ى خدمت به دولت سلجوقیان ، به وجود آمد و نام و نشانى کسب کرد. دولت خوارزمشاهى است . انوشتکین ، در نتیجه خدماتى که به نضج دولت سلجوقى انجام داد از طرف ملکشاه ، به حکومت خوارزم منصوب شد. (خوارزم منطقه اى است بین رودخانه جیحون و کرانه ى شمالى دریاى خزر) پس از مرگ انوشتکین ، سنجر، فرزند او قطب الدین محمد را در 490 هجرى به حکومت خوارزم برگزید. این شخص خود را خوارزمشاه خواند و در تمام دوران حکومت ، خود را مامور و مطیع سلطان سنجر دانست . پس از مرگ وى ، فرزندش اتسز، فرمانرواى خوارزم گردید. اتسز در فضل و دانش معروف و مشهور بود. او در حکومت سلطان سنجر به پایه هاى فوق العاده اى رسید .


ادامه مطلب
مغول ها

تاریخ ایران - مغول ها

استیلاى قوم وحشى مغول ، بر سرزمین هاى اسلامى و شرق ، از مهم ترین وقایع تاریخ این ممالک است و به قدرى بر سرنوشت سکنه ى سرزمین هاى مزبور تاثیر گذارده که شاید در تاریخ آنان مخصوصا در تاریخ ایران ، نمونه ى آن را نتوان یافت .


ادامه مطلب
تیموریان

تاریخ ایران -تیموریان

در نیمه قرن چهاردهم م . (قرن هشتم هجرى )، تیمور وارد صحنه سیاست آسیاى میانه و ماوراء النهر گردید. وى در جنگ هاى غارتگرانه خود مانند چنگیز و خان هاى جغتاى آسیاى میانه ، مى کوشید منافع بزرگان چادرنشین مغول و ترک ، و بزرگان اسکان یافته تاجیک را تامین و آنان را با هم آشتى دهد. تیمور درک مى کرد که بزرگان مزبور، فقط هنگامى که از جنگ هاى خانگى صرف نظر کنند، پشتیبان یک دولت نیرومند مرکزى خواهند شد. دولت مزبور نیز، مى تواند با پشتیبانى نیروهاى نظامى آن بزرگان ، جنگ هاى پردامنه و غارتگرانه اى را به منظور تسخیر کشورهاى دیگر به راه اندازد تا بزرگان فئودال بدان وسیله ، اراضى جدید و غنایم فراوان به دست آورند. تیمور که سخت مى کوشید منافع طبقه ى فئودال ، بویژه گروه زمامداران ، یعنى بزرگان چادرنشین مغول و ترک را تامین کند، نقشه وسیعى براى فتح و تسخیر اراضى ایران و هندوستان و قفقاز و کشورهاى آسیاى مقدم (آسیاى غربى ) طرح کرد .


ادامه مطلب
آق قویونلوها و قراقویونها
تاریخ ایران - آق قویونلوها و قراقویونها

از اواخر دوره ى سلطنت ایلخانان در ایران ، قبایلى از ترکمانان ، در طى لشکرکشى هاى مغول ، از حدود خوارزم و اطراف بحیره ى آرال و شرق بحر خزر به آسیاى غربى آمده و در شمال غربى ایران ساکن شدند. آنان به تدریج قدرت یافته و از فترتى که بعد از مرگ ابوسعید بهادرخان ، پیش آمد استفاده نموده ، به دست اندازى به اطراف و تصرف شهرها پرداختند.
چارلز گرى مترجم چهار سفرنامه ونیزیان ، در این باره مى نویسد:
پس از مرگ تیمور، دو طایفه ى ترکمان که با هم رقابت داشتند، اماراتى در آذربایجان و دیار بکر بنیان نهاده بودند، یکى از آن دو قراقویونلو یا سیاه گوسپندان و دیگرى آق قویونلو یا سپید گوسپندان ، خوانده مى شدند و دشمن خونین همدیگر بودند .


ادامه مطلب
صفویه

تاریخ ایران - صفویه

پس از حمله مغول و تیمور، بسیارى از ایرانیان که قدرت و امکان مالى داشتند، براى رهایى از مظالم فرمانروایان ، راه مهاجرت در پیش گرفتند و در مناطقى که امنیت نسبى وجود داشت ، رحل اقامت افکندند و چنانکه در ولایت دکن واقع در سرزمین هند، ایرانیان مهاجر به قدرى زیاد بودند که به قول نویسنده ى تاریخ فرشته : در برخى از بلاد نظیر احمد آباد، اگر یک ایرانى وارد مى شد، گمان مى کرد به یکى از شهرهاى ایران قدم نهاده است . غیر از این دسته ، جماعتى از ایرانیان براى آن که گلیم خود را از آب بیرون کشند، یا با ستمگران هم داستان شده و به صورت عمال ظلم و ستم در مى آمدند و یا خود تسلیم ظلم و ستم گردیده و در مقابل مظالم ، مهاجمان دم فرو مى بستند. غیر از این دو گروه ، عده کثیرى از مردم براى تحصیل امنیت و رهایى از قید ستمگران ، در جرگه اهل تصرف وارد مى شدند، تا در پناه قدرت خانقاه و شیخ م مرشد خود، از بیدادگرى عمال مغول و ترکان تیمورى ، در امان باشند پادشاهان و سران مغول و ترکان تازه مسلمان ، نسبت به روحانیون و به خصوص نسبت به خاندان صفوى ، اظهار ارادت مى کردند و به کسانى که در حلقه ى ارادت این خاندان وارد مى شدند، ظلم و بیدادگرى روا نمى داشتند.


ادامه مطلب
افشاریه

 

تاریخ ایران - افشاریه

نادرقلى ، که توانسته بود از مبارزات مردم سود جوید از قبیله قرقلوى ایل قزلباش افشار بود به زودى توانست سپاهى فراهم نموده و خدمت شاه طهماسب ، شهرهاى ایران را یکى پس از دیگرى به تصرف خویش درآورد آن گاه پس از اخراج افغانان از ایران ، نادرقلى به مبارزه با ترکان پرداخت این مبارزه که گهگاه قطع مى شد، تا پایان سال 1725 م . ادامه داشت و منتج به اخراج ترکان از مرزها یاران گردید .



ادامه مطلب
زندیه


تاریخ ایران -زندیه

کریم خان که رییس قبیله اى  بیش نبود، در سال 1165 ه .ق . پس از شکست على مردان خان و خروج او از صحنه سیاست ایران ، سلطان واقعى و فعال مایشاء این کشور شده بود خود را وکیل الرعایا یعنى وکیل و نماینده مردم خواند و عنوان پادشاهى را براى شاه اسماعیل که خود به کمک على مردان خان به سلطنت رسانیده بود باقى گذارد.

 


ادامه مطلب
قاجار
تاریخ ایران - قاجار
با افول سلسله زندیه بار دیگر حکومت و فرمانروایى از دست ایرانیان خارج گردید و طایفه قاجار که اصلا از نژاد مغول بودند، زمام امور را به دست گرفت.
اینان هنگام تشکیل حکومت صفویه به یارى آنان برخاستند و دوشادوش ‍ لشکریان قزلباش ، در رکاب شاه اسماعیل شمشیر زدند. پس از آن که شاه عباس به سلطنت رسید، آنان را از محل اصلى خود کوچانید دسته اى را در مرو، عده اى را در گرجستان و دسته سوم را در دو سوى رودخانه گرگان (استراباد) مستقر ساخت . از این طایفه ، آنان که در سمت راست گرگان سکونت داشتند. یوخارى باش و عده اى را که در سمت چپ رودخانه گرگان سکنى گزیده بودند، اشاقه باش خوانده مى شدند، و بین آنان غالبا بر سر امور مادى و اقتصادى نظیر آب ، چراگاه و غیره اختلاف و نزاع بود.


ادامه مطلب